-
/طلوع/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:42
به تب شعر باران بشو شور بشو مثنویه رود بشو شکر بریز عسل بریز دو بیتی ختم بریز ماه بشو شور دل ما بشو بهار جانان بشو شاه غزل خوان بشو به تار این دل غمین نور بشو شکن شکر به قهوه ی تلخ اثر مرحم این درد بشو تا شکنی زخود برون به هم شوی زخود به او لعل تب هجر تو آسان نبود مرگ غم دل فراوان نبود به صبح امید شکن برون بیا به هم...
-
میان سکوت آدمها
سهشنبه 20 تیر 1402 10:40
میان سکوت آدمها مرگ نبود تار پر از غم نبود تشنه ی ماتم نبود حرف منو تو نبود جمله همی بد زده فعله کماکم نبود شعر غم درد نبود آخر هر حرف مگر اشک برای دل پر غم نبود زیرو زبر کم زروحی که مرگ در غم جسمش ناله همی کم نبود بال من از مرگ چرا خط زده شعر مرا دار به اشک رخ زده جانب غم این چنین حرف نبود نقطه سر خط همی کم نبود......
-
چند تاریخ شعر
سهشنبه 20 تیر 1402 10:40
ژانویه یا اکتبر یا اصلان شمسی قمری یا که به شمسی زتاریخ چرخش کارناوالی زنور از رخشان سه اپیزود زایام زفصل های دگر تابستان زمستان یا بهار رمان پوپولیستی نیست جهان خاص شد باور نور حقایق روشن خورده بورژواهای آهنی خورد در رادیکال های حل نشده متینگ تن ماهی یا کنسرو شعر فالش از پرواز شاخکی نغمه خوان از زاغک غار غار بلندی...
-
/قالی را چو شعر بافتی/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:39
/قالی را چو شعر بافتی/ چه عالی گفتی با چه حالی گفتی بند بند مرا دار قالی گفتی گلفشانی گفتی با نشانی گفتی مرا طرح زدی روی قالی گل قالی بافتی چه عالی بافتی شعر را سطر سطر روی قالی کاشتی واژه را رنگ قالی ساختی مرا ضرب زدی ضرب پیاپی بافتی شور فشانی گفتی جوشش شعر در قالی موج عالی گفتی صاف بر تخت روان قالی انداختی هنر را پل...
-
/شهر ستارگان/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:37
ستاره ها میزنند چنگو نی شب تارو پود قشنگ ابر و مه صبح صدا زده در بانگ شب روی ماه تاب میخورد قشنگ ماه رخ از دیدار یار زده رخ پریده اما چنگو و تار زده سکان ابری مه گرفته شب شکن فانوسی بردار درون دریا هم هست موجو زنگ صدایی از درون خسته ی روزگار زده سه تاری نت ها را روی هوهو چی چی قطار زده نت بم و نت بالا همه نت ها را در...
-
/سکوت سمفونی زمین/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:36
/سکوت سمفونی زمین/ نت های باران زده فالش در هم نت را تنگ ماهی غم زده دو دو های بد ضرب زده می می های ریتم را بر هم زده سو سو های سو سو زده فا فا های خط ریتم را آهنگ زده سی سی های چندو چند عقب تر بر هم زده شور ریتم آهنگ را تم های کند بد گوش نواز بر هم زده دفتر سمفونی را بازکن فلوت باس را تند تند فوت زده سه تار ماتم سه...
-
قصیده ای طوفانی
سهشنبه 20 تیر 1402 10:35
برای قصیده ها تنهایی برای شعر من کنج اتاقی کلماتی بارانی قصه از کاشتن بذری آغاز شد منو شبو شعرو قصیده طوفانی حسام الدین شفیعیان
-
-/خط زخطی زحرفی زحرفت زنو/-
سهشنبه 20 تیر 1402 10:35
فعل زقبلو زمضارع زماضی بعید زبدو قبلو زچندو زچونو زبعدی زاری گلو گلبرگو به ریشه به ساقه به آفتاب چنین گمو کم کامو کرو کورو دلو دیده زبستن گاهی نونو ن و القلمو دل ز ما هم روشن جوهرو قلمو سطرو دلو کاغذو دلبر با هم دفو نی تنبکو نت فالشو زبر زیرو زرو خطو خطهای دگر باز شماری ز ماندن زما هم شدنو ما زدلو دیده به دلبر چو شبو...
-
شمع روشن باران زده
سهشنبه 20 تیر 1402 10:34
کودکی دید بر آینه پیری خود را کودک پیر شد درون آئینه خود را پیری درون آینه جای نگرفت شیشه های شکسته طوفان موج ها را راه راه دوراهی ها بین چهارراه کودکی رفته پیری را درون آینه بر هم میزند ضرب ضرب سن و تاریخ تاریخ های شمسی میلادی تاریخ نیامده بر قبل بعد قبلی که در اینه زده خواب پریشانی احوال خنده روزگار روزگار هی روزگار...
-
چرخش توپ واره ی زمین
سهشنبه 20 تیر 1402 10:33
ساعت شنی شنزار دقایق عقربه های فلش زده تیک تاک چرخش عقربه ها بر ساعت درون قاب شیشه ای موج ساعت روی گذر جایی در پلی بروی تاریخ پل های چوبی زمین گرد چرخش توپ واره ی زمین میدان گلهای خالی دروازه شکستن دقایق رفته سرعت نور درون نور درون ساعت برای چرخش و نقطه های تیک تاک زده حسام الدین شفیعیان
-
فنجان قهوه ی یخ زده
سهشنبه 20 تیر 1402 10:33
فنجان قهوه ی یخ کرده ی ماتم زده قهوه روی تلخ کامی جریان زده جریان دریا را تلاطم نمک زده جای شکر اشک را رقم زده سکوت نت های باران زده صدای شکسته ی درهم زده فالش ترین فالش بر هم قطعات بریده از دفتر نت بر هم زده حسام الدین شفیعیان
-
باران زده
سهشنبه 20 تیر 1402 10:32
کوچه های باران زده کنار دیوار صنوبری تازده دیوار پیچکی تاخورده در برگ گل صدای تیک تاک ساعت خاموشی زده برجک نگاه باران زده کوچه ها در خلوت خود باقی شب را تا صبح باران زده کجای واژه ام شعری میجوشید واژه را بردار کاغذ را غم زده حسام الدین شفیعیان
-
چند فصل زندگی
سهشنبه 20 تیر 1402 10:31
چراغ سکوت بلوک های رفته از شمارگان زمین سوسوی ماه بلوکه های آجری مردگان سفالی کوزه های خالی از احساس روی کندکاری تاریخ رفته از یاد تب سرد کنج قبرستان زمستان سنگ گرفته ی آرامستان پائیز برگ سنگ گرفته ی باغستان بهار گل روئیده سنگ گل بستان بستان باغستان آرامستان قبرستان زمستان انارستان انجیرستان خنجرستان زخمستان مرحمستان...
-
دفتر خوانش نت های بر هم زده
سهشنبه 20 تیر 1402 10:30
پیرمرد بر جوانی خود میخندد و موهای سفید از تار تار سه تاری فالش زده از نت های خزان زده تار تار مبهم دفتر نت های باران زده صدای سازی درون قلب ماتم زده موی سفیدی تار تار درون فکر را بر هم زده شعر هم یخی مانند آب شدن از گرمایی ماتم زده خوراک چند گام لبخند از نانی بر آهن زده عابرانی رخت را رقصان زده چراغکی تابان ماه نور...
-
کهن و نو در نو به کهن
سهشنبه 20 تیر 1402 10:29
چراغی میبرد خواب را خواب درون فکری خسته بادبادکی ادمکی پروازی پرواز کن ای فکر درون خوابیده خواب میبرد رویایی را درون کهن تاریخ شمار شمارش تاریخ فصل یکم کتاب نو به درون پل زدن هست پل ها نمیمانند اما تاریخ با تمام فصلهایش پلی به کهن و نو هست حسام الدین شفیعیان
-
دشت آرزوها
سهشنبه 20 تیر 1402 10:27
من در شعر ها بارانم در زمستان برفی با هم قطاران آدمک زده شب ستاره ی فکری که روشن از خستگیست بحران ستاره در راه درون باران آسمانی که اشک میریزد برای زمین دشت آرزوهای مانده بر گلو بغض گرفته از ماتم و اینجا خط استوای تمام بی خطی های خط کشی شده هست نقطه ی صفر زمین جایی در انتهای قصه ها... حسام الدین شفیعیان
-
قصه زندگی
سهشنبه 20 تیر 1402 10:26
غزل خواندم غزل خوانم تو باشی زبر مثنوی خوانم تو باشی زدو بیتی گذر کن گر همی رود زدریا زمثنوی پر از نور زدیوان غزلهای زمینی بخوان شعری زنور اسمانی بباران اشک شعله ور شو بباران شعر دریا را نگاه کن زرنگین کمان باران گرفتن زباران در پی رنگین کمان شو زنو از غزل تا نو به نو شو همی شعر را به خوانو نو زنو شو زکسب دانش از بهر...
-
کوچه دلتنگی زمین
سهشنبه 20 تیر 1402 10:25
/کوچه دلتنگی زمین/ پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
نهال درست رشد زنجیره بر زنجیره ها
سهشنبه 20 تیر 1402 10:24
کاش فکر را بارانی کنیم نهال خوبی را رشد بذر ها کنیم نهال درست شدن از بذر شکوفه میکند کاش شکوفه ها را بهار جوانی کنیم نهال آن را بستر یک زنجیره ی انسانی چراغی بر اندیشه های فصل بهاران در شکوفایی کنیم حسام الدین شفیعیان
-
جهان صلح را سمفونی فالش بر هم زده
سهشنبه 20 تیر 1402 10:23
خنده غم را بیدار کرد غمکده را ویران کرد گفت غم چه میبری با خود گفت غم درون خنده یا لب خنده یا لب گریه ماتم درون خنده تلخنده بی خنده خنده از چه گریه برای خنده سمفونی هاهاها خنده خنده گریه های های های دبیر کل صلح ملل خنده خنده های های گریه پرچم آتش زده آتش پرچم زده صلح سفید سیاه زده جهان را باروت ها قیمت زده خون به قیمت...
-
زمین تنهایی
سهشنبه 20 تیر 1402 10:22
هنر تنها نور تنها معنویت تنها انسانی تنها خدا تنها شعر تنها همه بر هم درون هم بدون هم برای هم خدا تنها شب تنها روز تنها ماه تنها خورشید تنها آدمی تنها آدمک تنها نور تنها رود جوشش دریا خروش خروش موجی موج خروشان زده قطره بارانی تنها بارانی تنها قطرات تنها قطره تنها موج تنها شعر تنها شاعری در هم شکسته خود درون خود گرفته...
-
/خورشید هدایت/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:20
/ خورشید هدایت/ ای چشمه خورشید هدایت در سپر از دوران تاریخ هدایت بر بر هدف در بر امید چو خورشید ماهو ستاره همه در عشق چو جوشید شعر از کلمات حرف چو باران شود آری این هست نهال بذر تنومند صداقت راستی در بر تعالی متعالی هر کسی که دارد بر خود جوشش چو عالی کوشیدنو جوشش همه در راه بذر حمایت حامی بر کل افلاک و کهکشانها و جلال...
-
/شب شعر ماهی ها/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:18
/شب شعر ماهی ها/ شهری که میبرد چراغ قرمز را زرد در زمستان قصه آدمک ها نغمه میخواند سروده ای برای زمین نقطه های چند نقطگی بر زمین شوریدگی موج ندارد دریا انگار خواب دریا دارد قصه فردا جایی در دل فانوسک دریایی مردی فریاد زد آی دریا شهر مرا در خود خانه دارد دلی دریا به دریا خانه دارد همانجا که مرا شعر میخواند درون جملگی...
-
/چراغی روشن/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:18
/چراغی روشن/ گاهی بر مضرب دو ضرب میشوم تقسیم معادلات جبر میشوم گاهی حداکثر اختیار میشوم تعامل چند فصل از کوپه های قطار میشوم بین دو پل در تکامل تعامل میشوم سکوت جبر و اختیار را تعاون از تعاونی نمره چند میشوم برای سمفونی زندگان مردگان میشوم شکوهی در فصل بهاران پائیزی برگ ریز میشوم برایم شمع روشن میکنی من فانوسی در دل...
-
/پازل باران زده/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:16
/پازل باران زده/ بین این فاصله را خط بزن دو سه بیتی هم شده فاصله را ضرب بزن ضرب بر کلمات واژه را نقطه سر خط مزن ای از قصه ها سرشار آمده در کاغذی آدمکی شده آدمک شعر مرا با خود خود رقص بزن تکیده چون برگ پائیزی بر خشک دم قلمم مرکب بزن نغمه میخوانم شاید بیدارت کنم خواب را فاصله هم میبرد شعر را واژه را باران کلمات نقطه های...
-
/رد شدن از خود درون ساختن زخود /
سهشنبه 20 تیر 1402 10:16
/رد شدن از خود درون ساختن زخود / رد میشود مردی از سنگ بی قبری سنگ در صدا آمد ای مرد چه میجنگی گفتا زبهر رفتن گفتا زمرده افکن نظر بیفکن از قبر ببین چه سرد هست مردن ما تند دویده رفتیم ما کند دویده رفتیم ای زنده زمردن مردن زتند دویدن مرگ ارابه ران قصه مرگ اسب تیز دویدن مرد از نظر زسنگی قبر از نظر زمردی گفتا کجای قصه مردن...
-
آری اینچنین هست انسان
سهشنبه 20 تیر 1402 10:15
پر شکوه چو آسمان که آسمان بر آن آسمان بر نگاه ما چه جریان دارد بر آسمان چه غوغایی از دریای بیکران دریای زمین امتداد ش کجاست و آسمان انتهایش کجاست آسمان نهایت اوج اقتدار چه آفرینش زیبایی در چشمان انسان تفکر مایه نهال در بذر اندیشه درست درست اندر درستی اندر نهال بذر درست مزرعه ای که زمین آن آسمان آن آنی در آنی تفکر زآن...
-
/شب فانوسی/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:13
/شب فانوسی/ روزگاریست که شکر خنده غمی میدارم از شکر خنده نمک در غم خود پندارم راهی که رود مرحم جانانه زآن دو سه بیتی غزلی میخوانم شب زفانوس اگر راه شد از بحر قلم چند بیتی زنو شعر زنو میدارم حسام الدین شفیعیان
-
/خط اعتدال وسط خط شعر/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:11
/خط اعتدال وسط خط شعر/ نه تسلسل مدار میگردم نه سمبولیسم خواه فقط مینگرم نه سفسطه وار دور فلسفه چالش بر انگیزم نه از آن سمت فلسفه میفتم نه از این سمت آن چند اپیزود بهم ریخته در شعر حل شده در تفکر برون قرنی بیست و یک نه خورده بورژوایم نه اسیر دست نوستالوژی شدهمیان تمام نوستالوژی هایم خط اعتدالست درون فقر خورده ی تاریخ...
-
/دفتر کاهی تاریخی/
سهشنبه 20 تیر 1402 10:10
/دفتر کاهی تاریخی/ مثال مغز مداد شکسته ام یک کاغذ پر از خط نانوشته ام کتاب را باز میکنی و من درون ورق های کاهی گذشته ام خط میخی قوز کرده در تکامل یک سنگم سنگ نوشته باستانی گم شده در دفتر صد برگم صدای بلبلی درون پیچک خود میپیچم درون غار تنهایی تاریخ دفتر پر از رازو و برگم حسام الدین شفیعیان