-
روی مدار شب
سهشنبه 20 تیر 1402 09:35
اینجا مدار شب روی زخم ها نمک میپاشد آسمان مرحم درد هست چه غم میپاشد باران را بر پیکره ی خشک تنی پشت سر هم ریزه ریزه قطره قطره میپاشد زندگی وسعت دردهای زمین بود آری ای زمین چرخش تو چه غم میپاشد زندگی حجم نبودن ها شد بودن هم نبودن برای نبودن ها شد سر هر کوچه یک نفر ساز غم میزند از خود برون چند دفتر نت های فالش زغم از...
-
درون کلمات
سهشنبه 20 تیر 1402 09:34
درون کلمات گم میشوم یک سبد شعر از غم میشوم خود را در کلمات حل میکنم گاهی خود را هم درون خود گم میکنم باورم هست که حجم کلمات تنهایی ست گاهی چند کلمه را جمله از هم میکنم شعر را چون آجری بالا و پایین میکنم ضرب بر خشت گلی پیکره را از نو بنای خشت دیگر میکنم خشت را در خشت نو باز همان خشت کهنه میکنم نو به نو نو میکنم ضرب بر...
-
گم شدن میان کلمات
سهشنبه 20 تیر 1402 09:33
میان واژگان گم شده ای هست میان کلمات صدایی هست میان هجایا تاب خوردن از افتادن حروف صدایی هست نغمه ای هست چراغی هست میان تمامی سکوت زمین تلاطمی هست شاید غروب گم شدن ها شاید طلوع پیدا شدنی هست حسام الدین شفیعیان
-
حجم کلمات
سهشنبه 20 تیر 1402 09:33
حجم تنگ ماهی درون تنگ حجم خالی هوای آزاد درون تنگ تنگ آب تنگ خالی تنگ بدون ماهی ماهی مرده درون ساحل کرم خورده شنزار آب زده خانه را ویران زده سرود صبح بخیر ماهی ها دریای ذهنی سروده ذهنی خاطرات درون ذهن خاک زده شاید این واژگان را هم کرم زده شایدم کلمات را موریانه خانه زده این عروسک زمین عروسک رنگی عروسک وسط مانده در...
-
/موج و دریا/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:32
/موج و دریا/ موج را نگر موج را نگر سمت قایق نگر موج را نگر سمت دریا نگر ای موج نور ای رود زنور ای دل زدریا نگر در باطن نگر در ساحل نگر ای خروشان شد زدریا چون زبهر دریا نگر ای ساحل زرود ندیدی زاو دریا نگر بام بام بابام بام بام بام بابام زدریا زرود زخروشی نو نگر جانها در راه دریا در پی نور زطوفان نگر زاین راه گذر زدریا...
-
صدای شب
سهشنبه 20 تیر 1402 09:31
بطری درون مرداب ماهی درون بطری بطری بدون ماهی ماهی بدون بطری اینست صدای ماهی ها اینست صدای شب شب از پنچره ی تمام آدمک ها رفته روز رفته خود رفته صدا رفته سکوت رفته زمین رفته ضمیر رفته خود آگاهی از بی ناخود آگاهی تمام شب را جارو کشیده رفته صبح را شب پیوند قلبی زده روی بالا و پایین قلب خط موج زده لیوان خالی درون تشنه...
-
/فصلی نو/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:30
/فصلی نو/ غزل سر فصل هر شوق بهارست بهار در فصل پائیزم خزانست چو بر پائیز نگاهی میشود شد زمستان هم شروع طلوع هر خزانست به شعرم گر زچنگی بر بیایی زنغمه خوان غزل آلالگان است به فصل نو رسیدم از بر شعر که شعرم رنگین کمان روزگارست حسام الدین شفیعیان
-
جهان به وسعت یک اتاق سیمانی
سهشنبه 20 تیر 1402 09:29
جهان وسعت یک اتاق سیمانی آجرهای یخ زده پرندگان سرما زده نور تابش درون را زمین خط از خط ضربدر زده خطوط شعر همه ی آدمک های بارانی پنچره ی درون خود سالهای تاریخ نزده تقویم یخ زده روزهای برف زده سالشمار رفته از یاد آلزایمر موقت آدمی را بر هم زده دیالوگ های منحنی مار پیچ از پیچیدگی برون تاریخی یخ های قطبی قاموس تمام قانون...
-
سیاره یخ زده
سهشنبه 20 تیر 1402 09:28
میان خلوتیان شمع شعری میشویم شمع شعر را درون شعر شهری میشویم شب های یخ زده قصه های تلخ زده قهوه ای که نه قهوه ای نه سیاه تاریک فنجون ترک زده شعر درون خود یخ زده سیاره گرد اما درون خود یخ زده توپ سیاره ای زمینی برای شعری که درون خود گل را خار زده حسام الدین شفیعیان
-
/نقطه های زندگی/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:27
/نقطه های زندگی/ میگویی زندگی و من برایت خط کاغذی آن را میکشم زبعدو قبل آن زرو قرمزو نارنجیو بنفش را میکشم چه معنای تلخی سیاهی در خطوط آهنی چرایی آن را زتصویر خیال میکشم برایم رفتن از شهر کاغذی عکس هست زبعد آن زندگی قلم میکشم فرقی ندارد که در هیچ جای دنیا نقطه میگذارم من آن هم را برای تصور خیال میکشم و تو میگویی چقدر...
-
کتاب زندگی چه فصل ها دارد
سهشنبه 20 تیر 1402 09:26
کتاب زندگی فصل ها دارد تاریخ زندگی مقدمه نسل ها دارد صفحه های زندگی گرامافون درون ساز تنهایی دارد ترانه های شادو غمینو فریاد ها دارد سوزن خط کشیده بر صفحه صدای ناله زندگی دارد ترجمه صفحه ها درون خود خطوط کهن و نو بسیار دارد تکاندن خاک گرفته نوستالوژی ها پازل زندگی و زندگی ها دارد کجای زندگی ساز فالش میزند ساز زنی که...
-
/سکوت..شهر..آجر/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:25
/سکوت..شهر..آجر/ سکوت شهر یک نفر وسط هیاهوی نصف شب جایی خط افق از مهتاب نیمه شب تا چهارراه سقوط خط استوای دو قطب شهر وسط جمعیت خالی از کوچ نشینی آجرک های درون شهر صدای خالی از فریاد حجمه ی بغض تاریک اواسط دور نیمکره ی نصف شهر آدمک در بلندی سوت ستاره ی دنباله دار وسط کهکشان دور چرخش جاذبه ی شهر تن تنگ ماهی ادمک شده قفس...
-
کوچه های باریک زندگی
سهشنبه 20 تیر 1402 09:24
میل بافتنی که میبافت سرمای زمستان را بر تن کودک قد کشیده لباس آدم برفی تابستان را فصلها یعنی گذر از آدمک هایی که میبرند دیروز را و تاریخها قد کشیدند میان سر فصلهای زندگی را چه خطوط دلتنگی بود جایی در فصل گمشدگی ها چه کوچه سردی بود میان چند شعر گمشدن ها و اینجا دفتری به پهنای تمام فصل های زندگی هست حسام الدین شفیعیان
-
/چند خط ناخوانا مینوشت/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:23
/چند خط ناخوانا مینوشت/ من سرخپوستی را دیدم که زرد میکشید زردی را بر رنگ نوشتن قلم خود میکشید نوشتارش ناخوانا بود انگار فقط برای تاریخ بعد از خودش میکشید دور آتش رقص را به زانوی ماه خیال خود دار میکشید از دار فکر خود جرم افتادن جاذبه را میکشید عصر او درک واهی داشتن از خط های او او را به دار فکر خود نقد از تشخیص ابتلاء...
-
تکاندن از خود به حروفو کلماتی دیگر
سهشنبه 20 تیر 1402 09:22
خط خط دلت دل تکانی بتکان از بهر دلت دل تکانی بتکان از واژه تکان چند حروف دیگر با نقطه تو هم نقطه خوانی بتکان گر نکته بدانی نکته دانی بتکان بر شعر کمی شور فشانی بدوان چون دانسته زحرفو حروفی دیگر از ف تو فعلی دگرو فعل تکانی بتکان حسام الدین شفیعیان
-
/چند فصل بهار زندگی/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:21
/چند فصل بهار زندگی/ کودکی گریه کرد باران شد نوجوانی در پی طوفان شد در میانسالی همی دانش گرفت بر زپیری هم زآن شادان گرفت ماحصل چند فصل را گفتم بخوان این ده و بیستو زشصتو هفتاد گرفت ماه زنو بودو همان ماه میشدش گرمی خورشید فروزان میشدش گر زهر فصلی گذر کرد از همی یاد ایام بود که طوفان میشدش حسام الدین شفیعیان
-
درون خود کلمات,برون خود جملات, درون سطر ها پازل به درون و برون نگرشی دگر
سهشنبه 20 تیر 1402 09:20
ماضی بعید درون فعل حال از قدیم فعل حال شکسته فعل ماضی گذشته درون قاب خورده تاب چند اپیزود فصل زندگی نقطه متینگ عصرانه درون خود کلمات درون کلمات جمع خود درون خود درون کلمات عصر پست مدرن عصر پسامدرن شهری درون مدرنیته از کهن زدگی چند فلاش بک کات درون قاب عکس درون خود درون برون از درون خود هجایای کشیده درون پرتاب از کلمه...
-
طرح شعری در درون چو بافتن قالی زدی
سهشنبه 20 تیر 1402 09:20
قالی زدست بافت زننده خود درون خود برون زخود درون زطرح آن نگر برون زنقش آن نگر به دور ضربه ها نگر زطرح رنگ ها نگر درون موج قالی از گلی برون زند زخود زخود برون بیا دگر زقالی از به بافتنی درون شهر خود نگر به موج خود نگر زخود زخود زطرح قالی از رنگین کمان عالی از نگاه کن پنچره را نگاه کن پرنده را قفس درون شعر خود درون قفس...
-
/خود از خود بشکنو خود شکن از فکر دگری/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:19
بنهو بارو ببندو نمنی زمنی از من بی من شو تو مرد دگری خود بتکانو بتکونو تکانی زفکرت بدهو تو شو ای فکر چو مرز بی نشانی از نشانی که رسد بر دل دوست چو تمنا بکنی ز خود زخود زدیگری تو دگر خود زبی خود شده ای چو درخت بی ثمری بالو بالت به پرواز دلت آینه ای از بر عشق چو به بر بندیو بندی زخود تو ثمری شبو شبها برفتو تو همی شو که...
-
من در گذر از تاریخ با ارسطو
سهشنبه 20 تیر 1402 09:18
/من در گذر از تاریخ با ارسطو/ من با ارسطو چای خوردم و از او پرسیدم حالش را و او که واژگون شده بود در فلسفه حال خویش ز خود من سقراط قصههای او بودم بدون او من چراغ سر در علامت سوال او بودم بدون خودی ز خودم من حکمت فکر او ز فکر دیگری بودم من تنها عامل یاد خود او ز بردن یاد خودش ز خود او بودم من غافل از صحبت او سنگ...
-
نان بر آهن-ماه و آدمک ها
سهشنبه 20 تیر 1402 09:18
تنور سرد نانوایی تاریکی ممتد نان بر آهن قصه زنگ زدگی قرن فصل تولد نویی از چراغ بنفش بر شهر ... سوت میزند قطار جایی در دل ریل آهن زده شهر غبار انگیز دود گرفته زندگی شهری اتاقک های روشن و خاموش شعر شب های ماه و آدمک ها حسام الدین شفیعیان
-
/ایستگاه نهایی/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:17
پستچی برایت نامه ای آورد من خط ناخوانای تمام قصه هایتم جایی در کویر دل آرزوهایتم مثال پروانه ای دور شمع قصه هایتم نقطه از نقطه شعرت بال پر پروازتم قصه دلتنگی زمین قصه ای طولانیست من دوست همیشه همراهتم نگارنده شعری درون قصه های تاریخم من تاریخ غمهای زمین قصه هایتم همراه همیشگی در بودن و نبودن هایتم نبودن هایمان قصه...
-
/یک چند سطر نگفتن از گفتن ها/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:14
/یک چند سطر نگفتن از گفتن ها/ تولد کلمه بود کلمه ماقطار جمله گفتن بود مترادف نگفتن از گفتن بود شاید زندگی طعنه ای به آن از نگفتن بود آنی که فردا نداند چه میشود شاید اصلان فردا از نیامدن گفتن بود باز هم تولد کودکی دگر ،کلمه جستن از نام برای نام نگفتن بود عصر یکشنبه یا دوشنبه چه فرق دارد وقتی هوا هم دلگیر نگفتن بود حسام...
-
/کوچه دلتنگی زمین/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:13
/کوچه دلتنگی زمین/ پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
شهر بادبادک ها
سهشنبه 20 تیر 1402 09:10
قصیده های بارانی کلبه شنزار های ساحلی دریایی میان قطعات زندگی تاب میخورد ماحصل فکرهای طوفانی چند قصه ناسروده انگار فصل سرد خواب های پسا تاریخ از شعری تنیده در قالب دفتر ذهن ما همه در دفتر زندگی رفته از کلمات شده ایم مزرعه ای در بادهای قطب های تنهایی نموداری از تکاپوی شهری تکاپوی درون خواب های طولانی شهر های تکیده بر...
-
یونان جغرافیای نان
سهشنبه 20 تیر 1402 09:09
یونان جغرافیای نان پرتغال پرتقال فرق میوه جغرافیا مثل میوه رسیده فصل مرزهای مجنون رسیده فصل اقاقیهای صیدون اقاقیا کجای تالاب نیلست مگر نیل فراطو سلسبیل هست شهرهای نیامده بیامده از آمدن ها پشت زمین شهری آجری ها سنگ آهن سنگ مس سنگ روی زمین فصل انبار گردو درخت انجیر میوه زرد درخت خشک در خاکدان غم درخت سبز خشک ندارد میوه...
-
حکایت روزگار
سهشنبه 20 تیر 1402 09:09
تو از من پرسیدی و من سکوت ممتد شب بودم تو از من پرسیدی و من حکایت روزهای غم بودم تو از من رد شدی بی بهانه ببار باران کمی هم با بهانه تو از واژه گل گفتن شدی خود درون گل زگفتن خود شدی تو منو و من منهای منو من به ما ماند همی من بی من در من من زصورت زچهره زگفتن زخفتن زبیداری بگو ای دفتر رنج ستاره دنباله دار شب شدو رفت...
-
/ایستگاه میماند و قطار میرود/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:07
/ایستگاه میماند و قطار میرود/ عقاب تیز پرواز را نظاره کن چرخش ایام را حواله کن جهان مثال هندوانه ای دربسته هندوانه را قرمز رنگ بسته صدای باز شدن در را در ارابه آسمان خط میانه دو خط آسمان سمت کهن سمت نو سمت پرواز پروانه پیله را پیله باز کن جهان خوابست خواب در خط قرمز چراغ خواب هست وسعت بیکران را نظاره کن وسط خط سرود...
-
/پازل باران زده/
سهشنبه 20 تیر 1402 09:04
/پازل باران زده/ بین این فاصله را خط بزن دو سه بیتی هم شده فاصله را ضرب بزن ضرب بر کلمات واژه را نقطه سر خط مزن ای از قصه ها سرشار آمده در کاغذی آدمکی شده آدمک شعر مرا با خود خود رقص بزن تکیده چون برگ پائیزی بر خشک دم قلمم مرکب بزن نغمه میخوانم شاید بیدارت کنم خواب را فاصله هم میبرد شعر را واژه را باران کلمات نقطه های...
-
فصل رنگین کمان ها
سهشنبه 20 تیر 1402 09:03
باران سر فصل رنگین چند کمان ها کمان در شگفت از دور زمین را شکسته خم زده باران شکسته زدر بر در زرنگین حجم گرفته زشوق روزگار اشک جهانست زبر در بر گرفته کمربند زمین را دور گردون زحکمت در درون رنگ باران زبعد باران بهاری باد و طوفان زفصل پائیز درختان زرد نشسته درون هر برگ قصه های نانوشته زبرگ خاطرات دفتر غم زشادی بیدار شو...