21- کیست که بداند روح انسان به بالا صعود میکند یا روح حیوان به قعر زمین فرو میرود؟
13- جوان مسکین اما حکیم، بهتر است از پادشاه پیر و خِرِف که دیگر نصیحتپذیر نیست.
8- اگر دیدی در ولایتی بر فقیران ظلم میشود و انصاف و عدالت پایمال میگردد، از آن حیرت مکن. زیرا صاحبمنصب را صاحبمنصبی مافوق میپایَد، و آن هر دو را صاحبمنصبانِ بالاتر.
13- زیر آفتاب مصیبتی دیدم اندوهبار: ثروتی که صاحبش جز به زیان خویش نیندوخته بود.
19- حکمت، مرد حکیم را از ده حاکم که در شهری باشند، تواناتر میسازد.
27- ’معلم‘ میگوید، اینک آنچه دریافتم این است که چون یک چیز بر چیز دیگر افزودم تا تدبیر امور را کشف کنم-
6- زیرا هر چیز را زمانی و طریقی است، هرچند مشقّت انسان بر او سنگینی کند.
6- دیری نمیپاید که از محبت و نفرت و حسادتشان هیچ اثری باقی نمیماند، و دیگر تا به ابد در هرآنچه زیر آفتاب رُخ میدهد سهمی نخواهند داشت.
13- نیز این نمونۀ حکمت را زیر آفتاب دیدم که در نظرم عظیم مینمود:
4- اگر خشمِ حاکم بر تو افروخته شود،منصب خود را ترک مکن،زیرا روح آرام، اشتباهات بزرگ را رفع میکند.
16- وای بر تو ای سرزمینی که پادشاهت غلامی بیش نیست،و صاحبمنصبانت صبحگاهان به ضیافت مینشینند.
9- ’معلم‘ نه تنها خود حکیم بود، بلکه به قوم نیز معرفت میآموخت. او به ارزیابی و جستجو و تألیف مثَلهای بسیار میپرداخت.

18-چراکه دلپسند است نگاه داشتن آنها در درونتو آماده داشتن آنها بر لبانت.
23- زیرا خداوند به دفاع از حقِ آنها بر خواهد خاستو جان غارتگرانِ آنها را غارت خواهد کرد.
24- پدر شخص پارسا را شادی بسیار است؛آن که پسری حکیم دارد، از او شادمان خواهد بود.
3- حکمت است که خانه را بنا میکند،و فهم است که آن را مستحکم میسازد؛
8- آن که بدی در سر میپروراند،دسیسهگر شناخته خواهد شد.
29- مگو: «با او چنان خواهم کرد که با من کرده است؛آنچه را آن مَرد کرده، تلافی خواهم کرد.»
5- شریران را از حضور پادشاه دور کن،که تخت او در پارسایی استوار میماند.
18- گرز و شمشیر و تیرِ تیز استآن که بر همنوع خویش شهادت دروغ دهد.
27- هر که چاهی بکند، خود در آن خواهد افتاد؛هر که سنگی بغلتاند، به سوی او بر خواهد گشت.
6- زخمی هم که از دوست رسد وفادار است،اما به صد بوسۀ دشمن هم نتوان اعتماد کرد.
13-جامۀ کسی را که ضامن غریبه میشود، بگیر!لباس کسی را که برای زن بیگانه ضمانت میکند، گرو نگاه دار.
12- حاکمی که به سخنان دروغ گوش سپارد،خادمانش، همه شریر خواهند بود.
13- هستند کسانی که چشمانشان بس متکبر استو نگاهشان بس تحقیرگر.
8-دهان خود را برای بیزبانان بگشا،بهخاطر دادرسی همۀ بیچارگان.

12- نفرت، نزاعها برمیانگیزد،اما محبت، خطاپوش است.
23- فساد نزد نادان تفریح است،اما مرد فهیم از حکمت لذت میبرد.
6-سخنان شریران در کمین خون است،اما دهان صالحان آنان را میرهاند.
12-شریران به مالِ غصبی دیگر بدکاران نیز چشم طمع دارند،اما ریشۀ پارسایان میوۀ خود را میدهد.
7- همنشینِ نادان مشو،زیرا معرفت بر لبانش نخواهی یافت.
21- آن که همسایهاش را خوار شمارد گناه میورزد،اما خجسته آن که با فقیران مهربان باشد.
29- شخص دیرخشم از درک بسیار برخوردار است،اما تندخو حماقت را به نمایش میگذارد.
6- از محبت و امانت، تقصیر کفاره میشود،از ترسِ خداوند، آدمی از بدی اجتناب میکند.
22- عقل برای دارندهاش چشمۀ حیات است،اما تأدیب احمقان، حماقت است.
29- خشونتکاران همقطار خود را اغوا میکنند،و او را به راهی که نیکو نیست، میکشانند.
4- شخص بدکار به لبهای فتنهانگیز گوش میسپارد؛دروغگو به زبان خرابکار.
9- آن که در کار خود سستی میکند،برادر خرابکار است.
8- خریدارِ عقل، جان خود را دوست میدارد؛پاسدارِ فهم، به گنج دست مییابد.
20- گر خواهی سرانجام حکیم گردی،مشورت را گوش گیر و رهنمود را بپذیر.
10- جان مرد شریر مشتاق شرارت است؛چشمان او بر همسایهاش ترحم نمیکند.
23- هر که مراقب دهان و زبانش باشد،جان خویش از بلا در امان میدارد.
30- هیچ حکمتی، هیچ بصیرتی، و هیچ مشورتی نیستکه علیه خداوند به کار آید!
8- آن که ظلم میکارد، بلا میدِرَوَد،و چوب خشمش میشکند.
12- چشمان خداوند معرفت را پاس میدارد،او سخن خیانتپیشگان را باطل میسازد.

3- برای کسب ادب و رفتار خردمندانه،و پارسایی و عدل و انصاف؛
11- چون گویند: «با ما بیاتا در کمین خون بنشینیمو در نهان منتظر بیگناهان بمانیم؛
20- حکمت در کوی و برزن ندا درمیدهدو در میدانها آواز خود را بلند میکند؛
24- اما چون هنگامی که فرا خواندم مرا نپذیرفتیدو آنگاه که دست خویش دراز کردم، کسی اعتنا نکرد؛
30- چراکه مشورت مرا نپذیرفتندو توبیخ مرا سراسر خوار شمردند.
2-اگر گوش خود به حکمت بسپاریو دل خویش به فهم مایل گردانی؛
12- تو را از راه شریران رهایی خواهد بخشیدو از مردمانی که سخنان منحرف میگویند؛
16- بر دست راستش عمر دراز استو بر دست چپش دولت و حشمت.
30- با کسی که به تو بدی نکرده،بیسبب جدال مکن.
8- راه خویش از او دور نگاه دارو به درِ خانهاش نزدیک مشو.
7- و در میان سادهلوحان،در بین جوانان،جوانی کمعقل دیدم
9- همۀ آنها بر شخص فهیم، روشن استو در چشم یابندگان معرفت، درست.
9. حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛پارسا را تعلیم ده که آموختههایش افزون خواهد گشت.

43- او بر خزانههای طلا و نقره و تمامی نفایس مصر استیلا خواهد یافت، و مردمان لیبی و کوش از او پیروی خواهند کرد.
2- و بسیاری از آنان که در خاکِ زمین خوابیدهاند بیدار خواهند شد، اما اینان برای زندگی جاودان و آنان برای خجالت و حقارت جاودان.
6- یکی به مردی که کتان در بر داشت و بالاتر بر کنارۀ نهر ایستاده بود، گفت: «پایان این امور شگفتانگیز تا به کی خواهد بود؟»
11- و از زمانی که قربانی دائمی متوقف شود و مکروهِ ویرانگر بر پا گردد، هزار و دویست و نود روز خواهد بود.
