حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

فصلی سرد

درد کشیده میداند حجم درد را

غم کشیده میداند حجم غم را

فقر کشیده میداند حجم فقر را

ماتم کشیده میداند حجم ماتم را

و این روزها فصلی سرد هست 

فصلی از  سرمای حیرت زدگی

کنگ و در خود ماتم و حیرت زدگی

انگار یک خواب کابوس زده میبینم

خواب درون خود شکستن حجم غم را

اینجا مداری هست به وسعت در خود

حسام الدین شفیعیان

چند فصلی

سلسله ضرب بخوان از شروع

ریتم ماهی های مجنون

خروش دریا پر از طنین

سکوت ساحل سمفونی زمین

درخت سایه سار تابیدن

گل نغمه ساز روئیدن

ساقه از تابش جان گرفتن

شعر در هم واژه نالیدن

سرود خوان تمام سروده های ناتمام

فصل رویش شاخه های روئیدن

فصل تفکر از خوانش

فصل رویش از تابیدن تابش

آغاز فصل جدید چند فصلی

فصل قصه های مقدمه ی عشق ورزی

روئیدن مهربانی در سروده ی تمام دلهای مهر ورزی

حسام الدین شفیعیان

گلفشانی

با همی شور گلفشانی گفتی

چه عالی تو نشانی گفتی

غزل سرایی گفتی

شکر زدیو قند چکانی گفتی

هم شورو نوای دل طوفانی زدی

هم اشک پیاله به دل بارانی زدی

تار غم بر شعر خود به قالی بافتی

طرح زدیو طرح چو گل ها زقالی بافتی

خط خط شعرت را موج فشانی گفتی

آخر خط نقطه سر خط بعد با نشانی گفتی

حسام الدین شفیعیان

/گل/

/گل/
عطر گل چون بتراود زگل مست کند آن هوای مطلوب
چو به بهرش آدم هر دم چون مطبوع
طلب گل زگلستان کنیو طلب جان زبستان بکنی
که همی عالم از این عشق ورزی شود از مهربانی چو گلستان زیبا

/تکثیر درون نگر از برون نگری/

/تکثیر درون نگر از برون نگری/
جراید زآتش از آهن
آهن بر قلب دلهای ریل خاموش
قطار زندگی سکوت در شب
فردا معطل از سقط در شب
روی بلندی آواز مرگ
خاموشی شب در نبود روز
روزها تکرار مردن
ترجمه ای از دردهای زندگی
مرگ آورترین استامینوفن برای سرمایی از فکر
چرخش دگرگون از بلیط باختن ها
روی سکوی آتش بر تیتر ها
تبر زده بر کلماتی از آهن
خورد شده همچون ماهی در تنگ
حسام الدین شفیعیان