حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

صدای شب

بطری درون مرداب ماهی درون بطری

بطری بدون ماهی ماهی بدون بطری

اینست صدای ماهی ها اینست صدای شب

شب از پنچره ی تمام آدمک ها رفته روز رفته خود رفته

صدا رفته سکوت رفته زمین رفته ضمیر رفته

خود آگاهی از بی ناخود آگاهی تمام شب را جارو کشیده رفته

صبح را شب پیوند قلبی زده روی بالا و پایین قلب خط موج زده

لیوان خالی درون تشنه برون گرسنگی ذهنی

ذهن گرسنه تر از جسم فکر تمام مخیله حافظه ی تمام تاریخی که میخورد درون را

درون تاریخ برون سالشمار یخ زده تاریخ درون شناوری زیر دریا همه چیز آبیست

زندگی آبی خورشید قرمز ماه آبی و خورشید سرخ و دل درون خود قصه ها دارد

روکش زمین توپ چهل تیکه شده از تکه های مرز بندی

سیم خارداری پر از حروف الفبا بخش بخش کردن حروف را کتاب کردن

آدمک را بردند مزرعه را درون خود کاشت بذر کردند

مزرعه خالیست مترسک نیست آدمک نیست بذری نیست قصه ای نیست

تنها اتاقک چوبی کنار مزرعه ریخته از تمام سقف چوبی

خاکدان تاریخ خاکدان تمام بذرها بذری درون خاک خود درون زندگی

حسام الدین شفیعیان

/فصلی نو/

20 ابر عجیب از سراسر دنیا +عکس

/فصلی نو/

غزل سر فصل هر شوق بهارست
بهار در فصل پائیزم خزانست
چو بر پائیز نگاهی میشود شد
زمستان هم شروع طلوع هر خزانست
به شعرم گر زچنگی بر بیایی
زنغمه خوان غزل آلالگان است
به فصل نو رسیدم از بر شعر
که شعرم رنگین کمان روزگارست
حسام الدین شفیعیان

جهان به وسعت یک اتاق سیمانی

SIKU ZA MWISHO! Drama In Uganda As Jesus Is Spotted In The Sky (PHOTO  EVIDENCE)

جهان وسعت یک اتاق سیمانی

آجرهای یخ زده پرندگان سرما زده

نور تابش درون را زمین خط  از خط ضربدر زده

خطوط شعر همه ی آدمک های بارانی

پنچره ی درون خود سالهای تاریخ نزده

تقویم یخ زده روزهای برف زده

سالشمار رفته از یاد آلزایمر موقت آدمی را بر هم زده

دیالوگ های منحنی مار پیچ از پیچیدگی برون تاریخی

یخ های قطبی قاموس تمام قانون ابدی

منهای منهای منها جمع تفریق از منهای پنهان

روز شب ماه و خورشید ابر

زمین سیاره ی تنهایی از روشنایی علم مدرن

سیاره ی تمام انسانهای رفته بر آمده از رفته ی نیامده از آمده

سوت میزنی سوتکی مثال سوت شدن فوت میکنی شمع را تقویم را خود را

سفارشی ترین بی سفارشی سفارش نشده سفارتخانه ی کشور رویایی

تمام خاطرات را نمکی برد یک نمک نداد انگار خاطرات را نان خشک نمک نداد

نوستالوژی گاری های شیری و نانی و پاکت شیر شده از بطری های خالی

موتور سیکلت شیر آورده و بطری خالی را برده

تمام خاطرات را بردم به پاییز برگ را دادم به خاطرات برگ ریز

اینست سکوت پیانویی که نمیزند برای کسی

پیانیست نیست دفتر نت نیست سمفونی نیست قصه نیست...

حسام الدین شفیعیان

سیاره یخ زده

میان خلوتیان شمع شعری میشویم

شمع شعر را درون شعر شهری میشویم

شب های یخ زده قصه های تلخ زده

قهوه ای که نه قهوه ای نه سیاه تاریک 

فنجون ترک زده شعر درون خود یخ زده

سیاره گرد اما درون خود یخ زده

توپ سیاره ای زمینی برای شعری که درون خود گل را خار زده

حسام الدین شفیعیان

/نقطه های زندگی/

/نقطه های زندگی/

میگویی زندگی و من برایت خط کاغذی آن را میکشم
زبعدو قبل آن زرو قرمزو نارنجیو بنفش را میکشم
چه معنای تلخی سیاهی در خطوط آهنی
چرایی آن را زتصویر خیال میکشم
برایم رفتن از شهر کاغذی عکس هست
زبعد آن زندگی قلم میکشم
فرقی ندارد که در هیچ جای دنیا نقطه میگذارم
من آن هم را برای تصور خیال میکشم
و تو میگویی چقدر خوشبختی
که زندگی نکردی
و من میگویم زندگی یعنی نقطه
شاعر-حسام الدین شفیعیان