-
تقویم شنی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:11
خاطرات باران زده تقویم شنی دریا زده صبح بدون خورشید بود انگار تمام ساحل افکار را باران زده مزرعه بزرگ دلتنگی بود زندگی چند فصل بهار بی باران فصل نرسیدن میوه به درخت زندگی فصل سرمازدگی جهان زندگی
-
رویای زندگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:07
قصه های کودکی های سالخورده سالهای درون ذهن خاک خورده درون چند برداشت کوتاه زندگی فصل های نرسیده به سر فصل زندگی قصه ی خواب برده از رویای زندگی
-
فصل زمستان زندگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:06
رویای نرسیده به وقت تقویمی ستاره های دنباله دار تقویم رو میزی جایی دفتر خاطرات ذهنی پاک بود نقطه های تاریک روبروی دریا بود پرنده ای میزد آواز دلتنگی آغاز فصل زمستان بود دریا بود شعر واژه را میزد انگار درون شعر غصه ی فردا بود
-
سکوت سمفونی زندگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:04
سکوت سمفونی مردگان تنهایی خطوط بلوک های یخ زده از تاریخ بی فردایی زندگی نت هایی بود شاید فالش زده تمام سمفونی را کلاغ ها نوک زده صندلی خالی پر از حرف بود زندگی جایی تلاطم طوفان بود زندگی
-
نرسیده به بهار زندگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:02
پر از رویای نرسیدن بود بهار زمستان یخ زده بود بهار شروع تمام نرسیدن ها بود بهار فصل اوج پرواز بود بهار
-
زمین و آسمان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:00
میان تمام هیاهوی زمین باران بود زمین پر از رنگین کمان بالا بود بادبادکی در آسمان پیدا بود تمام نخ های بادبادک تنها دور سیم خاردار بود
-
جهان آجری
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:58
نغمه های کوچه های آجری کوچه های بن بست دیوارهای کاهگلی شعر کودک در درون تنگ بازی در کوچه های ساحلی از دویدن خوردن از بهر زمین هست این دنیا جهان آجری
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:49
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:45
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:43
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:43
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:42
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:42
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:41
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:40
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:40
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:40
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:39
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:39
-
نقاش-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:39
-
درون پیله
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:38
پروانه زپیله نگری کن ببین از درون آن گذری کن ببین برای تنیده شدن عمری کوتاه دارد اما پیله را میشکند و پروانه میشود زندگی تولدیست برای پروانه شدن بال بگیریم درون پیله تا پرواز را بیاموزیم.
-
درون فصلی نو
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:38
بیا درون فصلها بگردیم درون فصلی نو باران را بیابیم. زمین خشکیده از فصلها نشود بیا تا درون خود فصلی نو شویم.شکوفه دهیم به هم برای هم مرحم زخمها شیم بیا تا وقت هست نگارنده دلها شیم.
-
شمعی روشن
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:37
وقتی شهر سوسوی چراغی میشود اتاقک ها حرف میشوند شهر هم با تمام آهنی بودن قلب هایی دارد اگر شمعی روشن کنیم برای درون روشنایی تن خود فکر را جوانه زنیم و درون هم پیچک سر زدگی همیشه برای دیدن یک اتفاق خوب باید ساعت را نگاه کرد و من ایمان دارم به رویش فصلی نو در تفکر جای جای اتاقک های خود درون فکری خود کنده از درون در فکر...
-
رود در وسعت مهربانی به دریا
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:37
به وسعت خیال تو دریا میشوم.و در نگاه تو رودی به سمت مهربانی میشوم. در کلام تو چسمه سار نور میشوم. و با تارپودی از زندگی سوی او میشوم.زندگی فرصت یکباره ی لبخندهاست. من برای تو شکوفه ای از غزل های او میشوم. و در خیال تو آرزوی رسیدن به تمام آرزوهایت میشوم.
-
پیله و پروانه
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:36
نگاه میکنی پیله را تا پروانه بشوی.تو زیبا میشوی در گشودن ریختن تمام ناملایمات.از رسیدن به شکوفایی تا در خود پیله های سختی را بگشایی و به رسیدن به پروازی با زیبایی برسی.پیله هایت را باز کن تو زیبایی.
-
برگ های پائیزی
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:36
برگهای پائیزی خداحافظی تلخ از درخت و رویش بهارانه ی نو.فصلها رفتن و ماندن هست.درخت میماند و برگها میریزند.زمین رویش نو میشود.فصلها سر آغاز شروعی دوباره.لبخند زمین از دورترین نقطه ی آسمان میشکفد.شکوفه های انسانی زنجیر میشوند.باور کن فصل رویش نو را در طلوعی که میزند به شیشه ی باران زده.اینجا مرز بین تقاطع رسیدن به لبخند...
-
فصل رویشی نو
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:35
پنجره را بازمیکنی و میسراید دلتنگی از فصل رویشی نو.بر پرچین خیال انگیز زندگی.پیچک مهربانی میپیچاند بر درخت ریشه از شور مهربانی.و میزداید غمها را در باور زمین.سایه ساری از گلچین سرودن زندگی در فصلی نو و برای تو میماند قصه های زمین در سراشیبی از حرفهایت.قلم بر پیکره خشک زمین جانی تازه میگیرد بر سلول های تراوش مغزی.قلب...
-
کاریکلماتور
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:35
1-سوت میزد اما صدایش پر از بی صدایی بود. 2-کارت پستال ها هم پست میشوند. 3-روی زمین جای کمی نبود اما زمین گران شد. 1-تمام سکه های قدیمی یک روی سکه نیستند. 2-روزنامه هم باطل بشود سبزی خوره پیدا میکند. 3-توی سالن خالی سطل که می افتد صدا ی بیشتری دارد. 1-شطرنج هم کیش داره اسب داره فیل داره ! 2-برفک تلویزیون پر از صدایه...
-
کاریکلماتور
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:34
6-ماستی که دوغ نشود راست نیست. 7-کتاب بدون خواننده صامت ترین پر کن تاریخست. 8-راه کج به منزل رسید اما راه راست به اتوبان. 9-تاریخ با حذفیاتش مشروطه ایست برای تامیخ. 10-لالایی که خواب نمیکنه صدای ضخیم داره. 1-مغازه پر از غازه! 2-تموم فیش ها ماهی ندارد! 3-صابون عطر ندارد که کله عطر داشته باشد! 4-اساس همه اثاثیه ها بی...
-
کاریکلماتور
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:33
1-کلاغی که سیاه نباشه زاغه زاغی که سفید نباشه کلاغه. 2-خرس با تمام هئبتش ماهی میخوره. 3-سیب زمین نداره اما سیب زمینی داره. 4-روحت شاد همان روحی هست که غم خورده مرده یا همون روح شادیه که مرده. در کل هر دو شاد میشوند. 5-سالاد سزار نان دارد.اما سزاوار نیست بدون نان خورده شود.سزار بدون نان زار هست. 6-چراغ قرمز اگه آبی...