-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:33
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:31
-
Hesamodinshafieian
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:30
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:29
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:22
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:15
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:07
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:04
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:02
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 03:02
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:57
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:56
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:55
-
حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:54
-
عکاس-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:46
-
عکاس-حسام الدین شفیعیان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:44
-
زندگی آهنی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:40
ستون آگهی فوت انسانی ستون پر شده از آدمک های تیتر خورده شعر گل شدن زندگی گلد درون آگهی ستون جدول نهایی آهنی ستون جراید تمام زندگی آهنی
-
مجسمه یخ زده
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:38
مجسمه ی یخ زده میدان نبرد انسانها مجسمه ی فاتح تمام میدان های دور زدگی دور میدان را خرچنگ زده مجسمه را آهن زده تمام درون مجسمه آهک زده رقص واژگان را دست بر دست تمام شعر ها را آهنگ زده
-
درون زندگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:35
قدم بزن انسان درون سیم های خاردار زندگی پشت آجرهای تمام تاریخ زندگی پشت تمام حصارهای شکوفه های زندگی درون قاب عکس خود درون زندگی تمام فصل های نرسیده به رسیدن به زندگی
-
تاریخ گمشدگی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:31
در کدام تاریخ گمشدی بین کدام اعداد گمشده بود بین کدام تقویم بین کدام روزشمار تاریخ ها همیشه قسمت پاک شدگی داشتند قسمتی که تاریخ پاک شد کدام روز تقویم بود آیا تمام حروف زنجیره ی تقویم بود آیا تاریخ پاک شده کجای زندگی بود انگار
-
فصل چند حرفی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:29
فصل چند حرفی فصل ضرب های بی ضربی فصل تمام شدن حروف الفبای یخ زده شعر فریز شده کلمات سرما زده تقویم سالگرد سال های ورق زده
-
وقتی هستی نیستی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:26
چه فرقی میکند باشی وقتی نیستی وقتی هستی نیستی و و قتی هستی انگار که نیستی چه کسی میداند صدای خواستن های تاریخی را انگار وقتی نیستی بیشتر هستی و و قتی هستی انگار که آنها نیستند و اما هستند بودن نبودن مسئله کدام هست در بودن های نبودن
-
سکوت پر از صدای مردگان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:24
سمفونی گورستان بود انگار مرده ای در خواب بود انگار صدای تیک تاک ساعت نبود انگار سنگ ها حرف نمیزدند انگار سکوت جهان بود انگار پر از هیاهوی خاموشی بود انگار انگاره ای بود اما صدای زیاد تبادل گفتمان ها بود انگار
-
شهری رویایی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:21
یک سبد شعر برای کلبه ی تنهایی یک سبد واژه پر از حجم دردو کمی بارانی نغمه ای که مرا میبرد با خود به شهری رویایی آنجا باغبان داشت گلی و گیاهو دلی دریایی پشت پرچین اقاقی یک نفر شعر میخواند از غم واژه کمی حرف کمی گل میکاشت جای حرفم نبود طاقچه ی حجم هجایای کشیده روی کلمات پتک انگیز ترین خورد کننده داشت کلمه روی ردیف صبح...
-
سیاره آدمک ها
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:20
سوت سوت سوت ایست ممتد شعر شهر خواب از شعر شعر خواب از شهر تکان تکان شعر را بتکان بر روی واژه نقطه نقطه هست نکته مغز بادامی که تلخی شعر دارد شیرینی از کام شعر انگیز دارد تابلوی سیاه زده از گوشه عکسی عکس های خواب زده خواب زدگان زندگان شعر تاریخچه کهن عصر مدرن ابیات تازه از تراشه های نوک مدادی مداد کیبوردی مداد غیر کاغذی...
-
خواب زمستانی
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:18
شهر خواب بافتنی زمستانی شهر خواب طولانی چهارراه حروف آجرهای درهم تکیده ساختمان های غروب بلواری که میبرد زندگی را جای پنهانی جایی در شهر مردی میزد تار تنهایی خزان برگ گرفته شهر درد و غم داشت اینجا شهر آرزوها کمی حرف میداشت برای شعرم بافتنی میبافی آدم برفی ها همیشه قصه رفتن دارند حسام الدین شفیعیان
-
سمفونی زمان
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:17
دقایق سکوت انگیز زمین جایی در سمفونی زمان جایی در نت های کمان جایی در فالش شدن نهان گاهی در دو دو می های نهال نهال بر گیاه و بذر جهان جهان بذرو درو در اعمال عیان حسام الدین شفیعیان
-
((تپانچه پدربزرگ))
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:15
((تپانچه پدربزرگ)) تپانچه پدر بزرگ هیچگاه شلیک را بخود ندید در کنج اتاق برای زندگی آجری سرد شده بود مدال های او را کلاغ های پارک با خود بردهبودند هیچکس باور نمیکرد مرد تنهای نیمکت شکسته ی پارک ژنرال جنگهای پر از پیروزی باشد او تاریخ را با خود به تنهایی اش میبرد و سکوت مرگبار تابوتی شده بود از خاطراتش حسام الدین شفیعیان
-
/سرنوشت مسیر/
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:13
سرنوشت مسیر برایت چه گویم باز غم انگیز ترین سروده گویم باز غمبارترین قصیده هایم استخوان شکن کمی مرحم زمین تلخ مبار بر پیکر نحیف من من تاریخ غمهای زمینم برایم کمی ساز دلتنگی بزن حسام الدین شفیعیان
-
/ابرهای سفیدو سیاه/
چهارشنبه 21 تیر 1402 02:12
/ابرهای سفیدو سیاه/ زان شکن از قفس خود زبی قفسی زخود برون برون نما از خود ز فکر تو که گیرد جهان برون برون نما شکسته از قفسی که خود کنی زآن برون با خود شکن شکن زخود زخود برون برون نما زلاک خود زحالت به سستی ات زجان خود طلب شکن طلب شکن ز خود شکن طلب بکن زخود که از خودی که میبرد تو را مدارا میکنی با جان خویشتن که او...