حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

شهری رویایی

یک سبد شعر برای کلبه ی تنهایی

یک سبد واژه پر از حجم  دردو کمی بارانی

نغمه ای که مرا میبرد با خود به شهری رویایی

آنجا باغبان داشت گلی و گیاهو  دلی دریایی

پشت پرچین اقاقی یک نفر شعر میخواند

از غم واژه کمی  حرف کمی گل میکاشت

جای حرفم نبود طاقچه  ی حجم  هجایای کشیده روی کلمات

پتک انگیز ترین خورد کننده داشت کلمه روی  ردیف

صبح نغمه همی باز طلوع بودو طلوع

شعر من جای کمی واژه کمی حرف میداشت

حسام الدین شفیعیان

پازل تفکرات

Shape resembling Jesus Christ appears in clouds above Argentina |  AccuWeather

یک نفر پتک زمغزی زد

گفت من عقاید زفکر خود فقط

یک دیگر تبر زفکر او زد

و یک دیگر گل زدو عقیده زد

یکی مرحم فکر شد

یکی رنج فکر

آری جهان بعد فکرهاست

جهان بر بعد فکر هاست

میز گفتمان نجوم و فلسفه غربو شرق

میز گفتمان عقاید نیامده از بطن عقاید بر هم

صحبت جهان هست صحبت حرفهای دگر

نوبرداشت از عقاید در بن شعر از برای هم

نقطه نقطه سلول های مغزی را تکان خوانی کن

شعر را  بر فکر خود چراغانی کن

ما حصل نقطه رفتن آمدن ها هست

شعر را کمی واژه نو تکانی کن

خسته از بن  بسته از نکوبیدن ها

کوبیدن جستن حقیقت ها

روی تقاطع عقاید ایستاده در بن خود

خود تکان خود تکانی زنو بر تن خود

روی سکان خواب زدگی شعر گفتن

سوت سوت های درون خود شعر گفتن

بادبادک درون پرواز از زمین

جایی در بر ترانه ای خفته شعر گفتن

زمین غم انگیز درون خود پیله بافته هست

قفس زمین جای شعر یا درون شعر خود برون زقفس کلمات گفتن

حسام الدین شفیعیان

گذر از پست مدرن

Image Of A Glowing 'Angel' In The Clouds Near Italy Caught On Camera –  PTAMA.NET

آسمان یا زمین برای  تدافع فکر یا تهاجم فکر

نه تهاجم فکر نه تدافع فکرو نه تخاصم فکر

مرحم فکر  مرحمت فکر مرحمی در فکر

هنر پلویری نیست هنر بافتنی نیست هنر پوشیدنی بر فکرست

میزان درستی فکر میزان شعرو میزان شاعری شعر گفتن

مرحم هنر نشد درون هنرمند را گذران

گذر کن از بند درون شعر فقط جای آن خوب را درست گفتن

کافکا یا هدایت یا ونگوگ یا هنر پس از هنر

هنر پس از گذر در هنر پس از پسامدرن

پسامدرن نو در بر پست مدرن قبل شکستن

ابیات مدرنیته ابیات  معاصر ابیات نو و متصل

جهان تازه از واژگان هنری

تابلوی  پسا  لبخند گریه

شعر ما را کودکان  آفریقایی یا  ساحل دور

شعر ما را  نخوانده آتش گرد شعله سرخپوستان

شعر تن انگیز درون واژه

فالش انگیز یا وزن بر انگیز یا سکته کلماتی

ایست ممتد قلب درون شعر روی مغز استعاره ای

بورژوا  آهنی شعر خوردگی

سمبولیسم هنر برای هنر یا هنرمند درون هنر 

اپیزودهای چند فصلی  نو آورانه ترین شعر قرن بیستو چند

ترمز درون هجایا کشیده روی کلمات بند کلمه شعر برای درون کلمات

و کاغذ کاهی شعر حس تایپ فیبری شاعرانه  رد از کاغذ 

جای شعر گلدان جای گلدان شعر شعر بر گل شکفتن کلمات

حسام الدین شفیعیان

/رود و دریا/

Clouds ! - Page 3

در مسیر رود بود سنگلاخ ها

رود زصخره زدو شد سیلاب ها

آرزویش به دریا رسیدن میرفت

در مسیر دریا چه بود سنگلاخ ها

رود گلالود شد از سنگ خاک گرفته

مدتی ماندو بو گرفت زسنگلاخ ها

سد او شدن تا به دریا نرسد

سد او که اندیشه دریا شدن ها

خروش او باران میگرفت

زسنگ شکستو شد همره دریاها

شاعر-حسام الدین شفیعیان

/شهر قصه ات کجاست/

/شهر قصه ات کجاست/

شهر قصه دگری دارد
هم بالا و هم پائینو زبری دارد
شهر چراغ قرمز دارد
عروس بخت شهر زیر آواز مردمک ها میخوابد
اینجا پری دریایی یعنی برگشتن
دریا دیگر کجای قصه هست
وقتی در شهر خاموشی هست
کجای شهر باید نوشت قصه را
اینجا فصل دگر زندگی هست