
تو دریایی من ساحلتو در مرداب اثر نجات این روحی
من درگیرودار زمین ماندم تو ولی پرواز شکن در رودی
تو دریایی من ساحل
تو موجیو من قایق
تو عشقیو من قاصد
باران تب قلم بباران از قطره به دریای اثر موج فشان
رنگین کمان شده چقد زیبا است از حرف منو شعر منو قلم بهاران است
حسام الدین شفیعیان

/پرتره ای ناتمام/
خودم را پهن میکنم در افکار تو
مثال فکری زاحوال تو
فلاش بک اشکت را چه کنم
مثال پرتره ای ز سیاهی خال تو
رادیکال یا ضریب چند میشوی
شاید اناتومی چشمان زیبای تو
بر فروش تنهایی ز کنسرو های ته نشین از افکار تنهای تو
شام آخر نبود ولی شاه غزل خوان تو
hesamshafieian

/گل/
عطر گل چون بتراود زگل مست کند آن هوای مطلوب
چو به بهرش آدم هر دم چون مطبوع
طلب گل زگلستان کنیو طلب جان زبستان بکنی
که همی عالم از این عشق ورزی شود از مهربانی چو گلستان زیبا

/گل روید از عشق/
گلی ستانده ام در جان خویشتن
بدان گل خو گرفتم با دل خویش
به هر صبح دم که آید از نسیمی
ببارد باران عشقو جان خویشتن
شاعر-حسام الدین شفیعیان

/جایی در فکر تو/
باران که زد من همینجا بودم
در دل رنگین کمان فکرها بودم
توی سلول فکر تو من نور فردا بودم
جایی در تاریکخانه ی غروب فکری خسته من طلوع صبح فردا بودم
حسام الدین شفیعیان