حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

سورة المجادلة

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‏کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد); خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‏شنید; و خداوند شنوا و بیناست. (1)

کسانی که از شما نسبت به همسرانشان «ظهار» می‏کنند (و می‏گویند: «انت علی کظهر امی تو نسبت به من بمنزله مادرم هستی‏»)، آنان هرگز مادرانشان نیستند; مادرانشان تنها کسانی‏اند که آنها را به دنیا آورده‏اند! آنها سخنی زشت و باطل می‏گویند; و خداوند بخشنده و آمرزنده است! (2)

کسانی که همسران خود را «ظهار» می‏کنند، سپس از گفته خود بازمی‏گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‏ای را آزاد کنند; این دستوری است که به آن اندرز داده می‏شوید; و خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است! (3)

و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‏ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد; و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند; این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید; اینها مرزهای الهی است; و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند! (4)

« کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می‏کنند خوار و ذلیل شدند آن‏گونه که پیشینیان خوار و ذلیل شدند; ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذاب خوارکننده‏ای است... (5)

در آن روز که خداوند همه آنها را برمی‏انگیزد و از اعمالی که انجام دادند با خبر می‏سازد، اعمالی که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کردند; و خداوند بر هر چیز شاهد و ناظر است! (6)

آیا نمی‏دانی که خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است می‏داند; هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمی‏کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمی‏کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست هر جا که باشند، سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه می‏سازد، چرا که خداوند به هر چیزی داناست! (7)

آیا ندیدی کسانی را که از نجوا ( سخنان درگوشی) نهی شدند، سپس به کاری که از آن نهی شده بودند بازمی‏گردند و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا به نجوا می‏پردازند و هنگامی که نزد تو می‏آیند تو را تحیتی (و خوشامدی) می‏گویند که خدا به تو نگفته است، و در دل می‏گویند: «چرا خ است، وارد آن می‏شوند، و چه بد فرجامی است! (8)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که نجوا می‏کنید، و به گناه و تعدی و نافرمانی رسول (خدا) نجوا نکنید، و به کار نیک و تقوا نجوا کنید، و از خدایی که همگی نزد او جمع می‏شوید بپرهیزید! (9)

نجوا تنها از سوی شیطان است; می‏خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند; ولی نمی تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا; پس مؤمنان تنها بر خدا توکل کنند! (10)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشید (و به تازه‏واردها جا دهید)»، وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) برای شما وسعت می‏بخشد; و هنگامی که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید; اگر چنین کنید، خداوند کسانی را که ایمان آورده‏اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‏بخشد; و خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است! (11)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که می‏خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقه‏ای (در راه خدا) بدهید; این برای شما بهتر و پاکیزه‏تر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است! (12)

آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام می‏دهید با خبر است! (13)

آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ یاد می‏کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می‏دانند (دروغ نمی‏گویند)! (14)

خداوند عذاب شدیدی برای آنان فراهم ساخته، چرا که اعمال بدی انجام می‏دادند! (15)

آنها سوگندهای خود را سپری قرار دادند و مردم را از راه خدا بازداشتند; از این‏رو برای آنان عذاب خوارکننده‏ای است! (16)

هرگز اموال و اولادشان آنها را از عذاب الهی حفظ نمی‏کند; آنها اهل آتشند و جاودانه در آن می‏مانند! (17)

(به خاطر بیاورید) روزی را که خداوند همه آنها را برمی‏انگیزد، آنها برای خدا نیز سوگند (دروغ) یاد می‏کنند همان‏گونه که (امروز) برای شما یاد می‏کنند; و گمان می‏کنند کاری می‏توانند انجام دهند; بدانید آنها دروغگویانند! (18)

شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده; آنان حزب شیطانند! بدانید حزب شیطان زیانکارانند! (19)

کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می‏کنند، آنها در زمره ذلیل‏ترین افرادند.! (20)

خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می‏شویم; چرا که خداوند قوی و شکست‏ناپذیر است! (21)

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‏یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند; آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‏کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‏مانند; خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند; آنها «حزب الله س‏ذللّهاند; بدانید «حزب الله‏» پیروزان و رستگارانند. (22)

سورة ص

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است (که این کتاب، معجزه الهی است). (1)

ولی کافران گرفتار غرور اختلافند! (2)

چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم; و به هنگام نزول عذاب فریاد می‏زدند (و کمک می‏خواستند) ولی وقت نجات گذشته بود! (3)

آنها تعجب کردند که پیامبر بیم‏دهنده‏ای از میان آنان به سویشان آمده; و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است! (4)

آیا او بجای اینهمه خدایان، خدای واحدی قرار داده؟! این براستی چیز عجیبی است!» (5)

سرکردگان آنها بیرون آمدند و گفتند: «بروید و خدایانتان را محکم بچسبید، این چیزی است که خواسته‏اند (شما را گمراه کنند)! (6)

ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده‏ایم; این تنها یک آئین ساختگی است! (7)

آیا از میان همه ما، قرآن تنها بر او ( محمد) نازل شده؟!» آنها در حقیقت در اصل وحی من تردید دارند، بلکه آنان هنوز عذاب الهی را نچشیده‏اند (که این چنین گستاخانه سخن می‏گویند)! (8)

مگر خزاین رحمت پروردگار توانا و بخشنده‏ات نزد آنهاست (تا به هر کس میل دارند بدهند)؟! (9)

یا اینکه مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است از آن آنهاست؟! (اگر چنین است) با هر وسیله ممکن به آسمانها بروند (و جلو نزول وحی را بر قلب پاک محمد بگیرند)! (10)

(آری) اینها لشکر کوچک شکست‏خورده‏ای از احزابند! (11)

پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پیامبران ما را) تکذیب کردند! (12)

و (نیز) قوم ثمود و لوط و اصحاب الایکه ( قوم شعیب)، اینها احزابی بودند (که به تکذیب پیامبران برخاستند)! (13)

هر یک (از این گروه‏ها) رسولان را تکذیب کردند، و عذاب الهی درباره آنان تحقق یافت! (14)

اینها (با این اعمالشان) جز یک صیحه آسمانی را انتظار نمی‏کشند که هیچ مهلت و بازگشتی برای آن وجود ندارد (و همگی را نابود می‏سازد)! (15)

آنها (از روی خیره‏سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!» (16)

در برابر آنچه می‏گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما داوود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه‏کننده بود! (17)

ما کوه‏ها را مسخر او ساختیم که هر شامگاه و صبحگاه با او تسبیح می‏گفتند! (18)

پرندگان را نیز دسته جمعی مسخر او کردیم (تا همراه او تسبیح خدا گویند);و همه اینها بازگشت‏کننده به سوی او بودند! (19)

و حکومت او را استحکام بخشیدیم، (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه! (20)

آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب (داوود) بالا رفتند به تو رسیده است؟! (21)

در آن هنگام که (بی‏مقدمه) بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد; گفتند: «نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده; اکنون در میان ما بحق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن! (22)

این برادر من است; و او نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم اما او اصرار می‏کند که: این یکی را هم به من واگذار; و در سخن بر من غلبه کرده است!» (23)

(داوود) گفت: «مسلما او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش، بر تو ستم نموده; و بسیاری از شریکان (و دوستان) به یکدیگر ستم می‏کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند; اما عده آنان کم است!» داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‏ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد. (24)

ما این عمل را بر او بخشیدیم; و او نزد ما دارای مقامی والا و سرانجامی نیکوست! (25)

ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم; پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد; کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند! (26)

ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم; این گمان کافران است; وای بر کافران از آتش (دوزخ)! (27)

آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند همچون مفسدان در زمین قرار می‏دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟! (28)

این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‏ایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند! (29)

ما سلیمان را به داوود بخشیدیم; چه بنده خوبی! زیرا همواره به سوی خدا بازگشت می‏کرد (و به یاد او بود)! (30)

به خاطر بیاور هنگامی را که عصرگاهان اسبان چابک تندرو را بر او عرضه داشتند، (31)

گفت: «من این اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و می‏خواهم از آنها در جهاد استفاده کنم‏»، او همچنان به آنها نگاه می‏کرد) تا از دیدگانش پنهان شدند. (32)

(آنها به قدری جالب بودند که گفت:) بار دیگر آنها را نزد من بازگردانید! و دست به ساقها و گردنهای آنها کشید (و آنها را نوازش داد). (33)

ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم; سپس او به درگاه خداوند توبه کرد. (34)

گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‏ای! (35)

پس ما باد را مسخر او ساختیم تا به فرمانش بنرمی حرکت کند و به هر جا او می‏خواهد برود! (36)

و شیاطین را مسخر او کردیم، هر بنا و غواصی از آنها را! (37)

و گروه دیگری (از شیاطین) را در غل و زنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم، (38)

(و به او گفتیم:) این عطای ما است، به هر کس می‏خواهی (و صلاح می‏بینی) ببخش، و از هر کس می‏خواهی امساک کن، و حسابی بر تو نیست (تو امین هستی)! (39)

و برای او ( سلیمان) نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیکوست! (40)

و به خاطر بیاور بنده ما ایوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است. (41)

(به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بکوب! این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است! (42)

و خانواده‏اش را به او بخشیدیم، و همانند آنها را بر آنان افزودیم، تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان. (43)

(و به او گفتیم:) بسته‏ای از ساقه‏های گندم (یا مانند آن) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن! ما او را شکیبا یافتیم; چه بنده خوبی که بسیار بازگشت‏کننده (به سوی خدا) بود! (44)

و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستها(ی نیرومند) و چشمها(ی بینا)! (45)

ما آنها را با خلوص ویژه‏ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود! (46)

و آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند! (47)

و به خاطر بیاور «اسماعیل‏» و «الیسع‏» و «ذا الکفل‏» را که همه از نیکان بودند! (48)

این یک یادآوری است، و برای پرهیزکاران فرجام نیکویی است: (49)

باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است، (50)

در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده‏اند و میوه‏های بسیار و نوشیدنیها در اختیار آنان است! (51)

و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‏اند، و همسن و سالند! (52)

این همان است که برای روز حساب به شما وعده داده می‏شود (وعده‏ای تخلف ناپذیر)! (53)

این روزی ما است که هرگز آن را پایانی نیست! (54)

این (پاداش پرهیزگاران است)، و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است: (55)

دوزخ، که در آن وارد می‏شوند; و چه بستر بدی است! (56)

این نوشابه «حمیم‏» و «غساق‏» است ( دو مایع سوزان و تیره رنگ) که باید از آن بچشند! (57)

و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (58)

(به آنان گفته می‏شود:) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‏شوند (اینها همان سران گمراهیند); خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (59)

آنها (به رؤسای خود) می‏گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (60)

(سپس) می‏گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (61)

آنها می‏گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‏شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‏بینیم؟! (62)

آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‏ای حقیرند که) چشمها آنها را نمی‏بیند؟! (63)

این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (64)

بگو: «من تنها یک بیم‏دهنده‏ام; و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهار نیست! (65)

پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفار!» (66)

بگو: «این خبری بزرگ است، (67)

که شما از آن روی‏گردانید! (68)

من از ملا اعلی (و فرشتگان عالم بالا) به هنگامی که (درباره آفرینش آدم) مخاصمه می‏کردند خبر ندارم! (69)

تنها چیزی که به من وحی می‏شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (70)

و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‏آفرینم! (71)

هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (72)

در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند، (73)

جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود! (74)

گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟ ! آیا تکبر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)» (75)

گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفریده‏ای و او را از گل!» (76)

فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائکه) خارج شو، که تو رانده درگاه منی! (77)

و مسلما لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! (78)

گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‏شوند مهلت ده!» (79)

فرمود: «تو از مهلت داده‏شدگانی، (80)

ولی تا روز و زمان معین!» (81)

گفت: «به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، (82)

مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!» (83)

فرمود: «به حق سوگند، و حق می‏گویم، (84)

که جهنم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد!» (85)

(ای پیامبر!) بگو: «من برای دعوت نبوت هیچ پاداشی از شما نمی‏طلبم، و من از متکلفین نیستم! (سخنانم روشن و همراه با دلیل است!)» (86)

این (قرآن) تذکری برای همه جهانیان است; (87)

و خبر آن را بعد از مدتی می‏شنوید! (88)

سورة الفتح

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم!... (1)

تا خداوند گناهان گذشته و آینده‏ای را که به تو نسبت می‏دادند ببخشد (و حقانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید; (2)

و پیروزی شکست‏ناپذیری نصیب تو کند. (3)

او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند; لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است. (4)

هدف (دیگر از آن فتح مبین) این بود که مردان و زنان با ایمان را در باغهایی (از بهشت) وارد کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، در حالی که جاودانه در آن می‏مانند، و گناهانشان را می‏بخشد، و این نزد خدا رستگاری بزرگی است! (5)

و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‏برند مجازات کند; (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‏کشند) تنها بر خودشان نازل می‏شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده; و چه بد سرانجامی است! (6)

لشکریان آسمانها و زمین تنها از آن خداست; و خداوند شکست‏ناپذیر و حکیم است.! (7)

به یقین ما تو را گواه (بر اعمال آنها) و بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده فرستادیم، (8)

تا (شما مردم) به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از او دفاع کنید و او را بزرگ دارید، و خدا را صبح و شام تسبیح گویید. (9)

کسانی که با تو بیعت می‏کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‏نمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست; پس هر کس پیمان‏شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است; و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد. (10)

بزودی متخلفان از اعراب بادیه‏نشین (عذرتراشی کرده) می‏گویند: «(حفظ) اموال و خانواده‏های ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستیم در سفر حدیبیه تو را همراهی کنیم)، برای ما طلب آمرزش کن!» آنها به زبان خود چیزی می‏گویند که در دل ندارند! بگو: «چه کسی می‏تواند در برابر خداوند از شما دفاع کند هرگاه زیانی برای شما بخواهد، و یا اگر نفعی اراده کند (مانع گردد)؟! و خداوند به همه کارهایی که انجام می‏دهید آگاه است!» (11)

ولی شما گمان کردید پیامبر و مؤمنان هرگز به خانواده‏های خود بازنخواهند گشت; و این (پندار غلط) در دلهای شما زینت یافته بود و گمان بد کردید; و سرانجام (در دام شیطان افتادید و) هلاک شدید! (12)

آن کس که به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده (سرنوشتش دوزخ است)، چرا که ما برای کافران آتش فروزان آماده کرده‏ایم! (13)

مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خداست; هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) می‏بخشد، و هر کس را بخواهد مجازات می‏کند; و خداوند آمرزنده و رحیم است. (14)

هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلفان (حدیبیه) می‏گویند: س‏خ‏للّهبگذارید ما هم در پی شما بیائیم، آنها می‏خواهند کلام خدا را تغییر دهند; بگو: «هرگز نباید بدنبال ما بیایید; این گونه خداوند از قبل گفته است!»آنها به زودی می‏گویند: «شما نسبت به ما حسد می‏ورزید!» ولی آنها جز اندکی نمی‏فهمند! (15)

به متخلفان از اعراب بگو: «بزودی از شما دعوت می‏شود که بسوی قومی نیرومند و جنگجو بروید و با آنها پیکار کنید تا اسلام بیاورند; اگر اطاعت کنید، خداوند پاداش نیکی به شما می‏دهد; و اگر سرپیچی نمایید -همان گونه که در گذشته نیز سرپیچی کردید- شما را با عذاب دردناکی کیفر می‏دهد!» (16)

بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (اگر در میدان جهاد شرکت نکنند); و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید، او را در باغهای (از بهشت) وارد می‏کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است; و آن کس که سرپیچی کند، او را به عذاب دردناکی گرفتار می‏سازد! (17)

خداوند از مؤمنان -هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضی و خشنود شد; خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود می‏دانست; از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آنها فرمود; (18)

و (همچنین) غنایم بسیاری که آن را به دست می‏آورید; و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است! (19)

خداوند غنایم فراوانی به شما وعده داده بود که آنها را به دست می‏آورید، ولی این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت; و دست تعدی مردم ( دشمنان) را از شما بازداشت تا نشانه‏ای برای مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدایت کند! (20)

و نیز غنایم و فتوحات دیگری (نصیبتان می‏کند) که شما توانایی آن را ندارید، ولی قدرت خدا به آن احاطه دارد; و خداوند بر همه چیز تواناست! (21)

و اگر کافران (در سرزمین حدیبیه) با شما پیکار می‏کردند بزودی فرار می‏کردند، سپس ولی و یاوری نمی‏یافتند!(22)

این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است; و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت! (23)

او کسی است که دست آنها را از شما، و دست شما را از آنان در دل مکه کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنها پیروز ساخت; و خداوند به آنچه انجام می‏دهید بیناست! (24)

آنها کسانی هستند که کافر شدند و شما را از (زیارت) مسجد الحرام و رسیدن قربانیهایتان به محل قربانگاه بازداشتند; و هرگاه مردان و زنان با ایمانی در این میان بدون آگاهی شما، زیر دست و پا، از بین نمی‏رفتند که از این راه عیب و عاری ناآگاهانه به شما می‏رسید، (خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‏شد)! هدف این بود که خدا هر کس را می‏خواهد در رحمت خود وارد کند; و اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدا می‏شدند، کافران را عذاب دردناکی می‏کردیم! (25)

(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند; و (در مقابل،) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته‏تر و اهل آن بودند; و خداوند به همه چیز دانا است. (26)

خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت; بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام می‏شوید در نهایت امنیت و در حالی که سرهای خود را تراشیده یا کوتاه کرده‏اید و از هیچ کس ترس و وحشتی ندارید; ولی خداوند چیزهایی را می‏دانست که شما نمی‏دانستید (و در این تاخیر حکمتی بود); و قبل از آن، فتح نزدیکی (برای شما) قرار داده است. (27)

او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادایان پیروز کند; و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد! (28)

محمد (ص) فرستاده خداست; و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند; پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‏بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‏طلبند; نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است; این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‏های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی‏دارد; این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته‏انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است. (29)

سورة النور

به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

(این) سوره‏ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکر شوید! (1)

هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید; و نباید رافت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (2)

مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند; و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود درنمی‏آورد; و این کار بر مؤمنان حرام شده است! (3)

و کسانی که آنان پاکدامن را متهم می‏کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعای خود) نمی‏آورند ، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید; و آنها همان فاسقانند! (4)

مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می‏بخشد) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)

و کسانی که همسران خود را (به عمل منافی عفت) متهم می‏کنند، و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد که از راستگویان است; (6)

و در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (7)

آن زن نیز می‏تواند کیفر (زنا) را از خود دور کند، به این طریق که چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد (در این نسبتی که به او می‏دهد) از دروغگویان است. (8)

و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد. (9)

و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اینکه او توبه‏پذیر و حکیم است (بسیاری از شما گرفتار مجازات سخت الهی می‏شدید)! (10)

مسلما کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی (متشکل و توطئه‏گر) از شما بودند; اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است; آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند; و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست! (11)

چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ و آشکار است؟! (12)

چرا چهار شاهد برای آن نیاوردند؟! اکنون که این گواهان را نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگویانند! (13)

و اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت شامل شما نمی‏شد، بخاطر این گناهی که کردید عذاب سختی به شما می‏رسید! (14)

به خاطر بیاورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر می‏گرفتید، و با دهان خود سخنی می‏گفتید که به آن یقین نداشتید; و آن را کوچک می‏پنداشتید در حالی که نزد خدا بزرگ است! (15)

چرا هنگامی که آن را شنیدید نگفتید: «ما حق نداریم که به این سخن تکلم کنیم; خداوندا منزهی تو، این بهتان بزرگی است‏»؟! (16)

خداوند شما را اندرز می‏دهد که هرگز چنین کاری را تکرار نکنید اگر ایمان دارید! (17)

و خداوند آیات را برای شما بیان می‏کند، و خدا دانا و حکیم است. (18)

کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است; و خداوند می‏داند و شما نمی‏دانید! (19)

و اگر فضل و رحمت الهی شامل حال شما نبود و اینکه خدا مهربان و رحیم است (مجازات سختی دامانتان را می‏گرفت)! (20)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش می‏سازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان می‏دهد! و اگر فضل و رحمت الهی بر شمانبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‏شد; ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‏کند، و خدا شنوا و داناست! (21)

آنها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند; آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند; آیا دوست نمی‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! (22)

کسانی که زنان پاکدامن و بی‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست. (23)

در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می‏شدند گواهی می‏دهد! (24)

آن روز، خداوند جزای واقعی آنان را بی‏کم و کاست می‏دهد; و می‏دانند که خداوند حق آشکار است! (25)

زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلق دارند; و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند! اینان از نسبتهای ناروایی که (ناپاکان) به آنان می‏دهند مبرا هستند; و برای آنان آمرزش (الهی) و روزی پرارزشی است! (26)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! در خانه‏هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید; این برای شما بهتر است; شاید متذکر شوید! (27)

و اگر کسی را در آن نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود; و اگر گفته شد: «بازگردید! س‏ذللّه بازگردید; این برای شما پاکیزه‏تر است; و خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است! (28)

(ولی) گناهی بر شما نیست که وارد خانه‏های غیر مسکونی بشوید که در آن متاعی متعلق به شما وجود دارد; و خدا آنچه را آشکار می‏کنید و آنچه را پنهان می‏دارید، می‏داند! (29)

به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند; این برای آنان پاکیزه‏تر است; خداوند از آنچه انجام می‏دهید آگاه است! (30)

و به آنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‏های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‏کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان)، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند; و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید! (31)

مردان و زنان بی‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را; اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز می‏سازد; خداوند گشایش‏دهنده و آگاه است! (32)

و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‏یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز گرداند! و آن بردگانتان که خواستار مکاتبه (قرار داد مخصوص برای آزاد شدن) هستند، با آنان قرار داد ببندید اگر رشد و صلاح در آنان احساس می‏کنید (که بعد از آزادی، توانایی زندگی مستقل را دارند); و چیزی از مال خدا را که به شما داده است به آنان بدهید! و کنیزان خود را برای دستیابی متاع ناپایدار زندگی دنیا مجبور به خود فروشی نکنید اگر خودشان می‏خواهند پاک بمانند! و هر کس آنهارا (بر این کار) اجبار کند، (سپس پشیمان گردد، ) خداوند بعد از این اجبار آنها غفور و رحیم است! (توبه کنید و بازگردید، تا خدا شما را ببخشد! ) (33)

ما بر شما آیاتی فرستادیم که حقایق بسیاری را تبیین می‏کند، و اخباری از کسانی که پیش از شما بودند، و موعظه و اندرزی برای پرهیزگاران! (34)

خداوند نور آسمانها و زمین است; مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می‏شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی; (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود; نوری است بر فراز نوری; و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‏کند، و خداوند به هر چیزی داناست. (35)

(این چراغ پرفروغ) در خانه‏هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد); خانه‏هایی که نام خدا در آنها برده می‏شود، و صبح و شام در آنها تسبیح او می‏گویند... (36)

مردانی که نه تجارت و نه معامله‏ای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‏کند; آنها از روزی می‏ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می‏شود. (37)

(آنها به سراغ این کارها می‏روند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالی که انجام داده‏اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید; و خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‏دهد (و از مواهب بی‏انتهای خویش بهره‏مند می‏سازد). (38)

کسانی که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب می‏پندارد; اما هنگامی که به سراغ آن می‏آید چیزی نمی‏یابد، و خدا را نزد آن می‏یابد که حساب او را بطور کامل می‏دهد; و خداوند سریع الحساب است! (39)

یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است; ظلمتهایی است یکی بر فراز دیگری، آن گونه که هر گاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست! (40)

آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می‏کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می‏داند; و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست! (41)

و از برای خداست حکومت و مالکیت آسمانها و زمین; و بازگشت (تمامی موجودات) بسوی اوست! (42)

آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می‏راند، سپس میان آنها پیوند می‏دهد، و بعد آن را متراکم می‏سازد؟! در این حال، دانه‏های باران را می‏بینی که از لابه‏لای آن خارج می‏شود; و از آسمان -از کوه‏هایی که در آن است (ابرهایی که همچون کوه‏ها انباشته شده‏اند)- دانه‏های تگرگ نازل می‏کند، و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان می‏رساند، و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف می‏کند; نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (43)

خداوند شب و روز را دگرگون می‏سازد; در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت! (44)

و خداوند هر جنبنده‏ای را از آبی آفرید; گروهی از آنها بر شکم خود راه می‏روند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه می‏روند; خداوند هر چه را بخواهد می‏آفریند، زیرا خدا بر همه چیز تواناست! (45)

ما آیات روشنگری نازل کردیم; و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‏کند! (46)

آنها می‏گویند: «به خدا و پیامبر ایمان داریم و اطاعت می‏کنیم!» ولی بعد از این ادعا، گروهی از آنان رویگردان می‏شوند; آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند! (47)

و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و پیامبرش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می‏شوند! (48)

ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‏آیند! (49)

آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شک و تردید دارند، یا می‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند! (50)

سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‏گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند. (51)

و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد، چنین کسانی همان پیروزمندان واقعی هستند! (52)

آنها با نهایت تاکید سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهی، (از خانه و اموال خود) بیرون می‏روند (و جان را در طبق اخلاص گذارده تقدیم می‏کنند); بگو: «سوگند یاد نکنید; شما طاعت خالصانه نشان دهید که خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است!» (53)

بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! اما اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد; و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!» (54)

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند وعده می‏دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید; و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت; و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‏کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند. (55)

و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید. (56)

گمان مبر کافران می‏توانند از چنگال مجازات الهی در زمین فرار کنند! جایگاه آنان آتش است، و چه بد جایگاهی است! (57)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‏آورید، و بعد از نماز عشا; این سه وقت خصوصی برای شماست; اما بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‏کند، و خداوند دانا و حکیم است! (58)

و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می‏گرفتند; اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می‏کند، و خدا دانا و حکیم است! (59)

و زنان از کارافتاده‏ای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهای (رویین) خود را بر زمین بگذارند، بشرط اینکه در برابر مردم خودآرایی نکنند; و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است; و خداوند شنوا و داناست. (60)

بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهی نیست که از خانه‏های خودتان (خانه‏های فرزندان یا همسرانتان که خانه خود شما محسوب می‏شود بدون اجازه خاصی) غذا بخورید; و همچنین خانه‏های پدرانتان، یا خانه‏های مادرانتان، یا خانه‏های برادرانتان،یا خانه‏های خواهرانتان، یا خانه‏های عموهایتان، یا خانه‏های عمه‏هایتان، یا خانه‏های داییهایتان، یا خانه‏های خاله‏هایتان، یا خانه‏ای که کلیدش در اختیار شماست، یا خانه‏های دوستانتان، بر شما گناهی نیست که بطور دسته‏جمعی یا جداگانه غذا بخورید; و هنگامی که داخل خانه‏ای شدید، بر خویشتن سلام کنید، سلام و تحیتی از سوی خداوند، سلامی پربرکت و پاکیزه! این گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‏کند، باشد که بیندیشید! (61)

مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‏اند و هنگامی که در کار مهمی با او باشند، بی‏اجازه او جایی نمی‏روند; کسانی که از تو اجازه می‏گیرند، براستی به خدا و پیامبرش ایمان آورده‏اند! در این صورت، هر گاه برای بعضی کارهای مهم خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می‏خواهی (و صلاح می‏بینی) اجازه ده، و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است! (62)

صدا کردن پیامبر را در میان خود، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهی; خداوند کسانی از شما را که پشت سر دیگران پنهان می‏شوند، و یکی پس از دیگری فرار می‏کنند می‏داند! پس آنان که فرمان او را مخالفت می‏کنند، باید بترسند از اینکه فتنه‏ای دامنشان را بگیرد، یا عذابی دردناک به آنها برسد! (63)

آگاه باشید که برای خداست آنچه در آسمانها و زمین است; او می‏داند آنچه را که شما بر آن هستید، و (می‏داند) روزی را که بسوی او بازمی‏گردند; و (در آن روز) آنها را از اعمالی که انجام دادند آگاه می‏سازد; و خداوند به هر چیزی داناست! (64)

سورة التوبة

(این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بسته‏اید!(1)

با این حال، چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین سیر کنید (و هر جا می‏خواهید بروید، و بیندیشید)! و بدانید شما نمی‏توانید خدا را ناتوان سازید، (و از قدرت او فرار کنید! و بدانید) خداوند خوارکننده کافران است! (2)

و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر ( روز عید قربان) که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‏توانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! (3)

مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضد شما تقویت ننمودند; پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمرید; زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (4)

(اما) وقتی ماه‏های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید; و آنها را اسیر سازید; و محاصره کنید; و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید; زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)

و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (6)

چگونه برای مشرکان پیمانی نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالی که آنها همواره آماده شکستن پیمانشان هستند)؟! مگر کسانی که نزد مسجد الحرام با آنان پیمان بستید; (و پیمان خود را محترم شمردند;) تا زمانی که در برابر شما وفادار باشند، شما نیز وفاداری کنید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (7)

چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می‏کنند، و نه پیمان را؟! شما را با زبان خود خشنود می‏کنند، ولی دلهایشان ابا دارد; و بیشتر آنها فرمانبردار نیستند! (8)

آنها آیات خدا را به بهای کمی فروختند; و (مردم را) از راه او باز داشتند; آنها اعمال بدی انجام می‏دادند! (9)

(نه تنها درباره شما،) درباره هیچ فرد باایمانی رعایت خویشاوندی و پیمان را نمی‏کنند; و آنها همان تجاوز کارانند! (10)

(ولی) اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، برادر دینی شما هستند;و ما آیات خود را برای گروهی که می‏دانند (و می‏اندیشند)، شرح می‏دهیم! (11)

و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید; چرا که آنها پیمانی ندارند; شاید (با شدت عمل) دست بردارند! (12)

آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمی‏کنید؟ ! در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند; آیا از آنها می‏ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید! (13)

با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات می‏کند; و آنان را رسوا می‏سازد; و سینه گروهی از مؤمنان را شفا می‏بخشد(; و بر قلب آنها مرهم می‏نهد) (14)

و خشم دلهای آنان را از میان می‏برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏پذیرد; و خداوند دانا و حکیم است. (15)

آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‏شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‏اند؟! (باید آزمون شوید; و صفوف از هم جدا گردد;) و خداوند به آنچه عمل می‏کنید، آگاه است! (16)

مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می‏دهند! آنها اعمالشان نابود (و بی‏ارزش) شده; و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند! (17)

مساجد خدا را تنها کسی آباد می‏کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد; امید است چنین گروهی از هدایت‏یافتگان باشند. (18)

آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟!(این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‏کند! (19)

آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است; و آنها پیروز و رستگارند! (20)

پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایی از بهشت بشارت می‏دهد که در آن، نعمتهای جاودانه دارند; (21)

همواره و تا ابد در این باغها (و در میان این نعمتها) خواهند بود; زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است! (22)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولی (و یار و یاور و تکیه‏گاه) خود قرار ندهید! و کسانی از شما که آنان را ولی خود قرار دهند، ستمگرند! (23)

بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‏اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‏ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند; و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‏کند! (24)

خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید); و در روز حنین (نیز یاری نمود); در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده; سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید! (25)

سپس خداوند «سکینه‏» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد; و لشکرهایی فرستاد که شما نمی‏دیدید; و کافران را مجازات کرد; و این است جزای کافران! (26)

سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏پذیرد; و خداوند آمرزنده و مهربان است. (27)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! مشرکان ناپاکند; پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر می‏ترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بی‏نیاز می‏سازد; (و از راه دیگر جبران می‏کند;) خداوند دانا و حکیم است. (28)

با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‏شمرند، و نه آیین حق را می‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! (29)

یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصاری کفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنی است که با زبان خود می‏گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است; خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‏یابند؟! (30)

(آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را; در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتائی را که معبودی جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار می‏دهند! (31)

آنها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند; ولی خدا جز این نمی‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! (32)

او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! (33)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بسیاری از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل می‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمی‏دارند! و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می‏سازند، و در راه خدا انفاق نمی‏کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (34)

در آن روز که آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ می‏کنند; (و به آنها می‏گویند): این همان چیزی است که برای خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزی را که برای خود می‏اندوختید! (35)

تعداد ماه‏ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است; که چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع می‏باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا(ی الهی) است! بنابر این، در این ماه‏ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‏کنند; و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (36)

نسی‏ء ( جا به جا کردن و تاخیر ماه‏های حرام)، افزایشی در کفر (مشرکان)است; که با آن، کافران گمراه می‏شوند; یک سال، آن را حلال، و سال دیگر آن را حرام می کنند، تا به مقدار ماه‏هایی که خداوند تحریم کرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تکمیل گردد); و به این ترتیب، آنچه را خدا حرام کرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده; و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی‏کند! (37)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‏شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‏کنید (و سستی به خرج می‏دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‏اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! (38)

اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‏کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‏دهد; و هیچ زیانی به او نمی‏رسانید; و خداوند بر هر چیزی تواناست! (39)

اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد; (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت;) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت); در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد; و با لشکرهایی که مشاهده نمی‏کردید، او را تقویت نمود; و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت;) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز)است; و خداوند عزیز و حکیم است! (40)

(همگی به سوی میدان جهاد) حرکت کنید; سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد نمایید; این برای شما بهتر است اگر بدانید! (41)

(اما گروهی از آنها، چنانند که) اگر غنایمی نزدیک (و در دسترس)، و سفری آسان باشد، (به طمع دنیا) از تو پیروی می‏کنند; ولی (اکنون که برای میدان تبوک،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز می‏زنند;) و بزودی به خدا سوگند یاد می‏کنند که: «اگر توانایی داشتیم، همراه شما حرکت می‏کردیم!» (آنها با این اعمال و این دروغها، در واقع) خود را هلاک می‏کنند; و خداوند می‏داند آنها دروغگو هستند! (42)

خداوند تو را بخشید; چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر می‏کردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!) (43)

آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمی‏گیرند; و خداوند پرهیزگاران را می‏شناسد. (44)

تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) می‏گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است; آنها در تردید خود سرگردانند. (45)

اگر آنها (راست می‏گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‏ای برای آن فراهم می‏ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت; از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد; و) آنها را (از جهاد) باز داشت; و به آنان گفته شد: «با «قاعدین‏» ( کودکان و پیران و بیماران) بنشینید!» (46)

اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‏شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‏افزودند; و بسرعت در بین شما به فتنه‏انگیزی (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‏پرداختند; و در میان شما، افرادی (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملا گوش فرامی‏دهند; و خداوند، ظالمان را می‏شناسد. (47)

آنها پیش از این (نیز) در پی فتنه‏انگیزی بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند); تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالی که آنها کراهت داشتند. (48)

بعضی از آنها می‏گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن‏»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‏اند; و جهنم، کافران را احاطه کرده است! (49)

هرگاه نیکی به تو رسد، آنها را ناراحت می‏کند; و اگر مصیبتی به تو رسد، می‏گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته‏ایم.» و بازمی‏گردند در حالی که خوشحالند! (50)

بگو: «هیچ حادثه‏ای برای ما رخ نمی‏دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرر داشته است; او مولا (و سرپرست) ماست; و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!» (51)

بگو: «آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟!(: یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می‏کشیم!» (52)

بگو: «انفاق کنید; خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‏شود; چرا که شما قوم فاسقی بودید!» (53)

هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‏آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‏کنند مگر با کراهت! (54)

و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد; خدا می‏خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند! (55)

آنها به خدا سوگند می‏خورند که از شما هستند، در حالی که از شما نیستند; ولی آنها گروهی هستند که می‏ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ می‏گویند)! (56)

اگر پناهگاه یا غارها یا راهی در زیر زمین بیابند، بسوی آن حرکت می‏کنند، و با سرعت و شتاب فرار می‏کنند. (57)

و در میان آنها کسانی هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند; اگر از آن (غنایم، سهمی) به آنها داده شود، راضی می‏شوند; و اگر داده نشود، خشم می‏گیرند (;خواه حق آنها باشد یا نه)! (58)

(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: «خداوند برای ما کافی است! و بزودی خدا و رسولش، از فضل خود به ما می‏بخشند; ما تنها رضای او را می‏طلبیم. » (برای آنها بهتر است)! (59)

زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می‏کشند، و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام می‏شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه; این، یک فریضه (مهم) الهی است; و خداوند دانا و حکیم است! (60)

از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‏دهند و می‏گویند: «او آدم خوش‏باوری است!» بگو: «خوش‏باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد; و (تنها) مؤمنان را تصدیق می‏کند; و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‏اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‏دهند، عذاب دردناکی دارند! (61)

آنها برای شما به خدا سوگند یاد می‏کنند، تا شما را راضی سازند; در حالی که شایسته‏تر این است که خدا و رسولش را راضی کنند، اگر ایمان دارند! (62)

آیا نمی‏دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنی کند، برای او آتش دوزخ است; جاودانه در آن می‏ماند؟! این، همان رسوایی بزرگ است! (63)

منافقان از آن بیم دارند که سوره‏ای بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می‏سازد!» (64)

و اگر از آنها بپرسی(: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!»)، می‏گویند: «ما بازی و شوخی می‏کردیم!» بگو:« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‏کردید؟!» (65)

(بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است; چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد; زیرا مجرم بودند! (66)

مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‏کنند; و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‏بندند; خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (،و رحمتش را از آنها قطع نمود); به یقین، منافقان همان فاسقانند! (67)

خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده; جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته; و عذاب همیشگی برای آنهاست! (68)

(شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند; بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند; شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند; شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند; (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد; و آنها همان زیانکارانند! (69)

آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم‏» و «اصحاب مدین‏» ( قوم شعیب) و «شهرهای زیر و رو شده‏» ( قوم لوط); پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، (ولی نپذیرفتند;) خداوند به آنها ستم نکرد، اما خودشان بر خویشتن ستم می‏کردند! (70)

مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند; امر به معروف، و نهی از منکر می‏کنند; نماز را برپا می‏دارند; و زکات را می‏پردازند; و خدا و رسولش را اطاعت می‏کنند; بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‏دهد; خداوند توانا و حکیم است! (71)

خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسکن‏های پاکیزه‏ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته); و (خشنودی و) رضای خدا، (از همه اینها) برتر است; و پیروزی بزرگ، همین است! (72)

ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است; و چه بد سرنوشتی دارند! (73)

به خدا سوگند می‏خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند; در حالی که قطعا سخنان کفرآمیز گفته‏اند; و پس از اسلام‏آوردنشان، کافر شده‏اند; و تصمیم (به کار خطرناکی) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی‏نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است; و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد; و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند، و نه یاوری! (74)

بعضی از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعا صدقه خواهیم داد; و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود!» (75)

اما هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند! (76)

این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند; و بخاطر آن است که دروغ می‏گفتند. (77)

آیا نمی‏دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشی آنها را می‏داند; و خداوند دانای همه غیبها (و امور پنهانی) است؟! (78)

آنهایی که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویی می‏کنند، و کسانی را که (برای انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائی خود دسترسی ندارند، مسخره می‏نمایند، خدا آنها را مسخره می‏کند; (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها می‏دهد;) و برای آنها عذاب دردناکی است! (79)

چه برای آنها استغفار کنی، و چه نکنی، (حتی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی‏آمرزد! چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند; و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمی‏کند! (80)

تخلف‏جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند; و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد کنند; و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوی میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر می‏دانستند! (81)

از این‏رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزای کارهایی است که انجام می‏دادند! (82)

هرگاه خداوند تو را بسوی گروهی از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوی میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنی نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره‏گیری راضی شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید!» (83)

هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (برای دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند; و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند! (84)

مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست; بلکه) خدا می‏خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند! (85)

و هنگامی که سوره‏ای نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید!»، افرادی از آنها ( گروه منافقان) که توانایی دارند، از تو اجازه می‏خواهند و می‏گویند: «بگذار ما با قاعدین ( آنها که از جهاد معافند) باشیم!» (86)

(آری،) آنها راضی شدند که با متخلفان باشند; و بر دلهایشان مهر نهاده شده; از این رو (چیزی) نمی‏فهمند! (87)

ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند; و همه نیکیها برای آنهاست; و آنها همان رستگارانند! (88)

خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند بود; و این است رستگاری (و پیروزی) بزرگ! (89)

و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه (عدم شرکت در جهاد) داده شود; و آنها که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، (بدون هیچ عذری در خانه خود) نشستند; بزودی به کسانی از آنها که مخالفت کردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناکی خواهد رسید! (90)

بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله‏ای برای انفاق (در راه جهاد) ندارند، ایرادی نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هرگاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند (;و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست; و خداوند آمرزنده و مهربان است! (91)

و (نیز) ایرادی نیست بر آنها که وقتی نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبی (برای جهاد) سوار کنی، گفتی: «مرکبی که شما را بر آن سوار کنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالی که چشمانشان از اندوه اشکبار بود; زیرا چیزی نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند) (92)

راه مؤاخذه تنها به روی کسانی باز است که از تو اجازه می‏خواهند در حالی که توانگرند; (و امکانات کافی برای جهاد دارند;) آنها راضی شدند که با متخلفان ( زنان و کودکان و بیماران) بمانند; و خداوند بر دلهایشان مهر نهاده; به همین جهت چیزی نمی‏دانند! (93)

هنگامی که بسوی آنها (که از جهاد تخلف کردند) باز گردید، از شما عذرخواهی می‏کنند; بگو: «عذرخواهی نکنید، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد! چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته; و خدا و رسولش، اعمال شما را می‏بینند; سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگشت داده می‏شوید; و او شما را به آنچه انجام می‏دادید، آگاه می‏کند (و جزا می‏دهد!) » (94)

هنگامی که بسوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند یاد می‏کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید; از آنها اعراض کنید (و روی بگردانید); چرا که پلیدند! و جایگاهشان دوزخ است، بکیفر اعمالی که انجام می‏دادند. (95)

برای شما قسم یاد می‏کنند تا از آنها راضی شوید; اگر شما از آنها راضی شوید، خداوند (هرگز) از جمعیت فاسقان راضی نخواهد شد! (96)

بادیه‏نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است; و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند; و خداوند دانا و حکیم است! (97)

گروهی از (این) اعراب بادیه‏نشین، چیزی را که (در راه خدا) انفاق می‏کنند،غرامت محسوب می‏دارند; و انتظار حوادث دردناکی برای شما می‏کشند; حوادث دردناک برای خود آنهاست; و خداوند شنوا و داناست! (98)

گروهی (دیگر) از عربهای بادیه‏نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند; و آنچه را انفاق می‏کنند، مایه تقرب به خدا، و دعای پیامبر می‏دانند; آگاه باشید اینها مایه تقرب آنهاست! خداوند بزودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (99)

پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند; و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و این است پیروزی بزرگ! (100)

و از (میان) اعراب بادیه‏نشین که اطراف شما هستند، جمعی منافقند; و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‏شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‏کنیم (:مجازاتی با رسوایی در دنیا، و مجازاتی به هنگام مرگ); سپس بسوی مجازات بزرگی (در قیامت)فرستاده می‏شوند. (101)

و گروهی دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند; و کار خوب و بد را به هم آمیختند; امید می‏رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (102)

از اموال آنها صدقه‏ای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن; که دعای تو، مایه آرامش آنهاست; و خداوند شنوا و داناست! (103)

آیا نمی‏دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‏پذیرد، و صدقات را می‏گیرد، و خداوند توبه‏پذیر و مهربان است؟! (104)

بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‏بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‏شوید; و شما را به آنچه عمل می‏کردید، خبر می‏دهد!» (105)

و گروهی دیگر، به فرمان خدا واگذار شده‏اند (و کارشان با خداست); یا آنها را مجازات می‏کند، و یا توبه آنان را می‏پذیرد (،هر طور که شایسته باشند); و خداوند دانا و حکیم است! (106)

(گروهی دیگر از آنها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه‏افکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود; آنها سوگند یاد می‏کنند که: «جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشته‏ایم!» اما خداوند گواهی می‏دهد که آنها دروغگو هستند! (107)

هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است که در آن (به عبادت) بایستی; در آن، مردانی هستند که دوست می‏دارند پاکیزه باشند; و خداوند پاکیزگان را دوست دارد! (108)

آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است،یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومی‏ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی‏کند! (109)

(اما) این بنایی را که آنها ساختند، همواره بصورت یک وسیله شک و تردید،در دلهایشان باقی می‏ماند; مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند; وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمی‏رود); و خداوند دانا و حکیم است! (110)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد; (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‏کنند، می‏کشند و کشته می‏شوند; این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده; و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده‏اید; و این است آن پیروزی بزرگ! (111)

توبه‏کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای)الهی، (مؤمنان حقیقی‏اند) ; و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان! (112)

برای پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند; (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند! (113)

و استغفار ابراهیم برای پدرش ( عمویش آزر)، فقط بخاطر وعده‏ای بود که به او داده بود (تا وی را بسوی ایمان جذب کند); اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست; به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود! (114)

چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد (و ایمان آوردند) گمراه (و مجازات) کند; مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید (و آنها مخالفت کنند); زیرا خداوند به هر چیزی داناست! (115)

حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست; زنده می‏کند و می‏میراند; و جز خدا، ولی و یاوری ندارید! (116)

مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود; بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حق منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است! (117)

(همچنین) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد; (حتی) در وجود خویش، جایی برای خود نمی‏یافتند; (در آن هنگام) دانستند پناهگاهی از خدا جز بسوی او نیست; سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند; خداوند بسیار توبه‏پذیر و مهربان است! (118)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید! (119)

سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه‏نشینانی که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلف جویند; و برای حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی، و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی‏رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می‏شود برنمی‏دارند، و ضربه‏ای از دشمن نمی‏خورند، مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحی برای آنها نوشته می‏شود; زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‏کند! (120)

و هیچ مال کوچک یا بزرگی را (در این راه) انفاق نمی‏کنند، و هیچ سرزمینی را (بسوی میدان جهاد و یا در بازگشت) نمی‏پیمایند، مگر اینکه برای آنها نوشته می‏شود; تا خداوند آن را بعنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد. (121)

شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند; چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‏ای کوچ نمی‏کند (و طایفه‏ای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند! (122)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند; و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (123)

و هنگامی که سوره‏ای نازل می‏شود، بعضی از آنان (به دیگران) می‏گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آورده‏اند، بر ایمانشان افزوده; و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند. (124)

و اما آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده; و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند. (125)

آیا آنها نمی‏بینند که در هر سال، یک یا دو بار آزمایش می‏شوند؟! باز توبه نمی‏کنند، و متذکر هم نمی‏گردند! (126)

و هنگامی که سوره‏ای نازل می‏شود، بعضی از آنها ( منافقان) به یکدیگر نگاه می‏کنند و می‏گویند: «آیا کسی شما را می‏بیند؟ (اگر از حضور پیامبر بیرون رویم، کسی متوجه ما نمی‏شود! )» سپس منصرف می‏شوند (و بیرون می‏روند); خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته; چرا که آنها، گروهی هستند که نمی‏فهمند (و بی‏دانشند)! (127)

به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است; و اصرار بر هدایت شما دارد; و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)

اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت می‏کند; هیچ معبودی جز او نیست; بر او توکل کردم; و او صاحب عرش بزرگ است!» (129)