حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

سورة ابراهیم

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها(ی شرک و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید. (1)

همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست; وای بر کافران از مجازات شدید (الهی)! (2)

همانها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‏دهند; و (مردم را) از راه خدا باز می‏دارند; و می‏خواهند راه حق را منحرف سازند; آنها در گمراهی دوری هستند! (3)

ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم; تا (حقایق را) برای آنها آشکار سازد; سپس خدا هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) هدایت می‏کند; و او توانا و حکیم است. (4)

ما موسی را با آیات خود فرستادیم; (و دستور دادیم:) قومت را از ظلمات به نور بیرون آر! و س‏خ‏للّهایام الله‏» را به آنان یاد آور! در این، نشانه‏هایی است برای هر صبر کننده شکرگزار! (5)

و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به یاد داشته باشید، زمانی که شما را از (چنگال) آل فرعون رهایی بخشید! همانها که شما را به بدترین وجهی عذاب می‏کردند; پسرانتان را سر می‏بریدند، و زنانتان را (برای خدمتگاری) زنده می‏گذاشتند; و در این، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود!» (6)

و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود; و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!» (7)

و موسی (به بنی اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‏رسد; چرا که) خداوند، بی‏نیاز و شایسته ستایش است!» (8)

آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسید؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و آنها که پس از ایشان بودند; همانها که جز خداوند از آنان آگاه نیست; پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی آنها (از روی تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏اید، کافریم! و نسبت به آنچه ما را به سوی آن می‏خوانید، شک و تردید داریم!; س‏ذللّه (9)

رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شک است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده; او شما را دعوت می‏کند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعدمقرری شما را باقی گذارد!» آنها گفتند: «(ما اینها را نمی‏فهمیم! همین اندازه می‏دانیم که) شما انسانهایی همانند ما هستید، می‏خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‏پرستیدند بازدارید; شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید!» (10)

پیامبرانشان به آنها گفتند: «درست است که ما بشری همانند شما هستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند)، نعمت می‏بخشد (و مقام رسالت عطا می‏کند)! و ما هرگز نمی‏توانیم معجزه‏ای جز بفرمان خدا بیاوریم! (و از تهدیدهای شما نمی‏هراسیم;) افراد باایمان باید تنها بر خدا توکل کنند! (11)

و چرا بر خدا توکل نکنیم، با اینکه ما را به راه‏های (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمی‏داریم)! و توکل‏کنندگان، باید فقط بر خدا توکل کنند!» (12)

(ولی) کافران به پیامبران خود گفتند: «ما قطعا شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید!» در این حال، پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک می‏کنیم! (13)

و شما را بعد از آنان در زمین سکوت خواهیم داد، این (موفقیت)، برای کسی است که از مقام (عدالت) من بترسد; و از عذاب (من) بیمناک باشد!» (14)

و آنها (از خدا) تقاضای فتح و پیروزی (بر کفار) کردند; و (سرانجام) هر گردنکش منحرفی نومید و نابود شد! (15)

به دنبال او جهنم خواهد بود; و از آب بد بوی متعفنی نوشانده می‏شود! (16)

بزحمت جرعه جرعه آن را سرمی‏کشد; و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد; و مرگ از هرجا به سراغ او می‏آید; ولی با این همه نمی‏میرد! و بدنبال آن، عذاب شدیدی است! (17)

اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز طوفانی! آنها توانایی ندارند کمترین چیزی از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند; و این همان گمراهی دور و دراز است! (18)

آیا ندیدی خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفریده است؟! اگر بخواهد، شما را می‏برد و خلق تازه‏ای می‏آورد! (19)

و این کار برای خدا مشکل نیست! (20)

و (در قیامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر می‏شوند; در این هنگام، ضعفا ( دنباله‏روان نادان) به مستکبران (و رهبران گمراه) می‏گویند: «ما پیروان شما بودیم! آیا (اکنون که بخاطر پیروی از شما گرفتار مجازات الهی شده‏ایم،) شما حاضرید سهمی از عذاب الهی را بپذیرید و از ما بردارید؟» آنها می‏گویند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت می‏کردیم! (ولی کار از اینها گذشته است،) چه بیتابی کنیم و چه شکیبایی، تفاوتی برای ما ندارد; راه گریزی برای ما نیست!» (21)

و شیطان، هنگامی که کار تمام می‏شود، می‏گوید: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف کردم! من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید; خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلما ستمکاران عذاب دردناکی دارند! (22)

و کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهای بهشت وارد می‏کنند; باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است; به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن می‏مانند; و تحیت آنها در آن، «سلام‏» است. (23)

آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه‏» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‏ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! (24)

هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‏دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‏زند، شاید متذکر شوند (و پند گیرند)! (25)

(همچنین) «کلمه خبیثه‏» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد. (26)

خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار می‏دارد; هم در این جهان، و هم در سرای دیگر! و ستمگران را گمراه می‏سازد، (و لطف خود را از آنها برمی‏گیرد) ; خداوند هر کار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام می‏دهد! (27)

آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟! (28)

(سرای نیستی و نابودی، همان) جهنم است که آنها در آتش آن وارد می‏شوند; و بد قرارگاهی است! (29)

آنها برای خدا همتایانی قرار داده‏اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند; بگو: «(چند روزی از زندگی دنیا و لذات آن) بهره گیرید; اما عاقبت کار شما به سوی آتش (دوزخ) است! س‏ذللّه (30)

به بندگان من که ایمان آورده‏اند بگو نماز را برپا دارند; و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند; پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است، و نه دوستی! (نه با مال می‏توانند از کیفر خدا رهایی یابند، و نه با پیوندهای مادی!) (31)

خداوند همان کسی است که آسمانها و زمین را آفرید; و از آسمان، آبی نازل کرد; و با آن، میوه‏ها(ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد; و کشتی‏ها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند; و نهرها را (نیز) مسخر شما نمود; (32)

و خورشید و ماه را -که با برنامه منظمی درکارند- به تسخیر شما درآورد; و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت; (33)

و از هر چیزی که از او خواستید، به شما داد; و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است! (34)

(به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر ( مکه) را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار! (35)

پروردگارا! آنها ( بتها) بسیاری از مردم را گمراه ساختند! هر کس از من پیروی کند از من است; و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی! (36)

پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‏آب و علفی، در کنار خانه‏ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند; تو دلهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز; و از ثمرات به آنها روزی ده; شاید آنان شکر تو را بجای آورند! (37)

پروردگارا! تو می‏دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می‏کنیم; و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست! (38)

حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید; مسلما پروردگار من، شنونده (و اجابت کننده) دعاست. (39)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر! (40)

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می‏شود، بیامرز! (41)

گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام می‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را برای روزی تاخیر انداخته است که چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت بازمی‏ایستد... (42)

گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، حتی پلک چشمهایشان از حرکت بازمی‏ماند; زیرا به هر طرف نگاه کنند، آثار عذاب آشکار است!) و (در این حال) دلهایشان (فرومی‏ریزد; و از اندیشه و امید،) خالی می‏گردد! (43)

و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‏آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‏گویند: س‏خ‏للّهپروردگارا! مدت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (اما پاسخ می‏شنوند که:) مگر قبلا سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟! (44)

(آری شما بودید که) در منازل (و کاخهای) کسانی که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید; و برای شما آشکار شد چگونه با آنان رفتار کردیم; و برای شما، مثلها (از سرگذشت پیشینیان) زدیم (باز هم بیدار نشدید)! (45)

آنها نهایت مکر (و نیرنگ) خود را به کار زدند; و همه مکرها (و توطئه‏هایشان) نزد خدا آشکار است، هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‏ها را از جا برکند! (46)

پس گمان مبر که خدا وعده‏ای را که به پیامبرانش داده، تخلف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است. (47)

در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها (به آسمانهای دیگری) مبدل می‏شود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می‏گردند! (48)

و در آن روز، مجرمان را با هم در غل و زنجیر می‏بینی! (که دستها و گردنهایشان را به هم بسته است!) (49)

لباسهایشان از قطران ( ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال) است; و صورتهایشان را آتش می‏پوشاند... (50)

تا خداوند هر کس را، هر آنچه انجام داده، جزا دهد! به یقین، خداوند سریع الحساب است! (51)

این (قرآن،) پیام (و ابلاغی) برای (عموم) مردم است; تا همه به وسیله آن انذار شوند، و بدانند او خدا یکتاست; و تا صاحبان مغز (و اندیشه) پند گیرند! (52)

سورة یونس

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است! (1)

آیا برای مردم، موجب شگفتی بود که به مردی از آنها وحی فرستادیم که مردم را (از عواقب کفر و گناه) بترسان، و به کسانی که ایمان آورده‏اند بشارت ده که برای آنها، سابقه نیک (و پاداشهای مسلم) نزد پروردگارشان است؟! (اما) کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکاری است!; س‏ذللّه (2)

پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز ( شش دوران) آفرید; سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت; هیچ شفاعت کننده‏ای، جز با اذن او نیست; این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکر نمی‏شوید؟! (3)

بازگشت همه شما بسوی اوست! خداوند وعده حقی فرموده; او آفرینش را آغاز می‏کند، سپس آن را بازمی‏گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد; و برای کسانی که کافر شدند، نوشیدنی از مایع سوزان است; و عذابی دردناک، بخاطر آنکه کفر می‏ورزیدند! (4)

او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد; و برای آن منزلگاه‏هایی مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید; خداوند این را جز بحق نیافریده; او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‏دهد! (5)

مسلما در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه‏هایی) است برای گروهی که پرهیزگارند (و حقایق را می‏بینند). (6)

آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند، (7)

(همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می‏دادند! (8)

(ولی) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می‏کند; از زیر (قصرهای) آنها در باغهای بهشت، نهرها جاری است. (9)

گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیت آنها در آنجا: سلام; و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!» (10)

اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبی‏»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب می‏کرد، (بزودی) عمرشان به پایان می‏رسید (و همگی نابود می‏شدند); ولی کسانی را که ایمان به لقای ما ندارند، به حال خود رها می‏کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند! (11)

هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد، ما را (در هر حال:) در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‏خواند; اما هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‏رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمی‏کنند)! (12)

ما امتهای پیش از شما را، هنگامی که ظلم کردند، هلاک نمودیم; در حالی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنها آوردند، ولی آنها ایمان نیاوردند; این‏گونه گروه مجرمان را کیفر می‏دهیم! (13)

سپس شما را جانشینان آنها در روی زمین -پس از ایشان- قرار دادیم; تا ببینیم شما چگونه عمل می‏کنید! (14)

و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‏شود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند می‏گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم; فقط از چیزی که بر من وحی می‏شود، پیروی می‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) می‏ترسم!» (15)

بگو: «اگر خدا می‏خواست، من این آیات را بر شما نمی‏خواندم; و خداوند از آن آگاهتان نمی‏کرد; چه اینکه مدتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم; (و هرگز آیه‏ای نیاوردم;) آیا نمی‏فهمید؟!» (16)

چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‏بندد، یا آیات او را تکذیب می‏کند؟! مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)

آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‏پرستند که نه به آنان زیان می‏رساند، و نه سودی می‏بخشد; و می‏گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‏دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‏دهند! (18)

(در آغاز) همه مردم امت واحدی بودند; سپس اختلاف کردند; و اگر فرمانی از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‏شد (و سپس همگی به مجازات می‏رسیدند). (19)

می‏گویند: «چرا معجزه‏ای از پروردگارش بر او نازل نمی‏شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)

هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‏کنند (،و برای آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا می‏کنند); بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر ( چاره‏جویی) می‏کند; و رسولان ( فرشتگان ) ما، آنچه نیرنگ می‏کنید (و نقشه می‏کشید)، می‏نویسند!» (21)

او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‏دهد; زمانی که در کشتی قرارمی‏گیرید، و بادهای موافق آنان را (بسوی مقصد) حرکت میدهد و خوشحال می‏شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‏وزد; و امواج از هر سو به سراغ آنها می‏آید; و گمان می‏کنند هلاک خواهند شد; در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‏خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!» (22)

اما هنگامی که خدا آنها را رهایی بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. ای مردم! ستمهای شما، به زیان خود شماست! از زندگی دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوی ماست; و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم! (23)

مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‏ایم; که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‏خورند- می‏روید; تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‏گردد، و اهل آن مطمئن می‏شوند که می‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‏رسد; (سرما یا صاعقه‏ای را بر آن مسلط می‏سازیم;) و آنچنان آن را درو می‏کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‏اندیشند، شرح می‏دهیم! (24)

و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‏کند; و هر کس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند) ، به راه راست هدایت می‏نماید. (25)

کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند; و تاریکی و ذلت، چهره‏هایشان را نمی‏پوشاند; آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. (26)

اما کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند; و ذلت و خواری، چهره آنان را می‏پوشاند; و هیچ چیز نمی‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هایشان آنچنان تاریک است که) گویی با پاره‏هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند; و جاودانه در آن خواهند ماند! (27)

(به خاطر بیاورید) روزی را که همه آنها را جمع می‏کنیم، سپس به مشرکان می‏گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید (تا به حسابتان رسیدگی شود!)» سپس آنها را از هم جدا می‏سازیم (و از هر یک جداگانه سؤال می‏کنیم). و معبودهایشان (به آنها) می‏گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‏کردید!» (28)

(آنها در پاسخ می‏گویند:) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بودیم! (29)

در آن جا، هر کس عملی را که قبلا انجام داده است، می‏آزماید. و همگی بسوی «الله‏» -مولا و سرپرست حقیقی خود- بازگردانده می‏شوند; و چیزهایی را که بدروغ همتای خدا قرار داده بودند، گم و نابود می‏شوند! (30)

بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‏دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‏آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‏کند؟» بزودی (در پاسخ) می‏گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‏کنید (و از خدا نمی‏ترسید)؟! (31)

آن است خداوند، پروردگار حق شما (دارای همه این صفات)! با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روی گردان می‏شوید؟! (32)

اینچنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده که آنها (پس از این همه لجاجت و گناه)، ایمان نخواهند آورد! (33)

بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‏کند و سپس بازمی‏گرداند؟!» بگو: س‏خ‏للّهتنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‏گرداند; با این حال، چرا از حق روی‏گردان می‏شوید؟!» (34)

بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت می‏کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت می‏کند! آیا کسی که هدایت به سوی حق می‏کند برای پیروی شایسته‏تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‏شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‏شود، چگونه داوری می‏کنید؟! س‏ذللّه (35)

و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی‏اساس)، پیروی نمی‏کنند; (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حق بی‏نیاز نمی‏سازد (و به حق نمی‏رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‏دهند، آگاه است! (36)

شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود; ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است; شکی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (37)

آیا آنها می‏گویند: «او قرآن را بدروغ به‏خدا نسبت داده است‏»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید; و غیر از خدا، هر کس را می‏توانید (به یاری) طلبید!» (38)

(ولی آنها از روی علم و دانش قرآن را انکار نکردند;) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند; پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (39)

بعضی از آنها، به آن ایمان می‏آورند; و بعضی ایمان نمی‏آورند; و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر می‏شناسد)! (40)

و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‏دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‏دهید بیزارم!» (41)

گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‏دهند (;اما گویی هیچ نمی‏شنوند و کرند)! آیا تو می‏توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (42)

و گروهی از آنان، به سوی تو می‏نگرند (اما گویی هیچ نمی‏بینند)! آیا تو می‏توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (43)

خداوند هیچ به مردم ستم نمی‏کند; ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‏کند! (44)

(به یاد آور) روزی را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) می‏سازد; آنچنان که (احساس می‏کنند) گویی جز ساعتی از روز، (در دنیا) توقف نکردند; به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند! مسلما آنها که لقای خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند! (45)

اگر ما، پاره‏ای از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‏ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوی ماست; سپس خداوند بر آنچه آنها انجام می‏دادند گواه است! (46)

برای هر امتی، رسولی است; هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‏شود; و ستمی به آنها نخواهد شد! (47)

و می‏گویند: «اگر راست می‏گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟» (48)

بگو: «من (حتی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، (تا چه رسد برای شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‏دانم که) برای هر قوم و ملتی، سرآمدی است; هنگامی که اجل آنها فرا رسد، (و فرمان مجازات یا مرگشان صادر شود،) نه ساعتی تاخیر می‏کنند، و نه پیشی می‏گیرند! (49)

بگو: «اگر مجازات او، شب‏هنگام یا در روز به سراغ شما آید (،آیا می‏توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان برای چه عجله می‏کنند؟! (50)

یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‏آورید! (به شما گفته می‏شود:) حالا؟! در حالی که قبلا برای آن عجله می‏کردید! (ولی اکنون چه سود!) (51)

سپس به کسانی که ستم کردند گفته می‏شود: عذاب ابدی را بچشید! آیا جز به آنچه انجام می‏دادید کیفر داده می‏شوید؟!» (52)

از تو می‏پرسند: «آیا آن (وعده مجازات الهی) حق است؟» بگو: «آری، به پروردگارم سوگند، قطعا حق است; و شما نمی‏توانید از آن جلوگیری کنید!» (53)

و هر کس که ستم کرده، اگر تمامی آنچه روی زمین است در اختیار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) برای نجات خویش می‏دهد! و هنگامی که عذاب را ببینند،( پشیمان می‏شوند; اما) پشیمانی خود را کتمان می‏کنند (،مبادا رسواتر شوند)! و در میان آنها، بعدالت داوری می‏شود; و ستمی بر آنها نخواهد شد! (54)

آگاه باشید آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست! آگاه باشید وعده خدا حق است، ولی بیشتر آنها نمی‏دانند! (55)

اوست که زنده می کند و می میراند، و به سوی او باز گردانده می شوید! (56)

ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است; و درمانی برای آنچه در سینه‏هاست; (درمانی برای دلهای شما;) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان! (57)

بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند; که این، از تمام آنچه گردآوری کرده‏اند، بهتر است!» (58)

بگو: «آیا روزیهایی را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‏اید، که بعضی از آن را حلال، و بعضی را حرام نموده‏اید؟!» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا می بندید (و از پیش خود، حلال و حرام می‏کنید؟!)» (59)

آنها که بر خدا افترا می‏بندند، درباره (مجازات) روز رستاخیز، چه می‏اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، اما اکثر آنها سپاسگزاری نمی‏کنند! (60)

در هیچ حال (و اندیشه‏ای) نیستی، و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی‏کنی، و هیچ عملی را انجام نمی‏دهید، مگر اینکه ما گواه بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن می شوید! و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی‏ماند; حتی به اندازه سنگینی ذره‏ای، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)

آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‏شوند! (62)

همانها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می‏کردند. (63)

در زندگی دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند; وعده‏های الهی تخلف ناپذیر است! این است آن رستگاری بزرگ! (64)

سخن آنها تو را غمگین نسازد! تمام عزت (و قدرت)، از آن خداست; و او شنوا و داناست! (65)

آگاه باشید تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از آن خدا می‏باشند! و آنها که غیر خدا را همتای او می‏خوانند، (از منطق و دلیلی) پیروی نمی‏کنند; آنها فقط از پندار بی اساس پیروی می‏کنند; و آنها فقط دروغ می‏گویند! (66)

او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید; و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‏هایی است برای کسانی که گوش شنوا دارند! (67)

گفتند: «خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است‏»! (از هر عیب و نقص و احتیاجی) منزه است! او بی‏نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‏گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‏دهید که نمی‏دانید؟! (68)

بگو: «آنها که به خدا دروغ می‏بندند، (هرگز) رستگار نمی‏شوند! (69)

بهره‏ای (ناچیز) از دنیا دارند; سپس بازگشتشان بسوی ماست; و بعد، به آنها مجازات شدید به سزای کفرشان می‏چشانیم! (70)

سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آیات الهی، بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید.) من بر خدا توکل کرده‏ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید; سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند; (تمام جوانب کارتان را بنگرید;) سپس به حیات من پایان دهید، و (لحظه‏ای) مهلتم ندهید! (اما توانایی ندارید!) (71)

و اگر از قبول دعوتم روی بگردانید، (کار نادرستی کرده‏اید; چه اینکه) من از شما مزدی نمی‏خواهم; مزد من، تنها بر خداست! و من مامورم که از مسلمین ( تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم!» (72)

اما آنها او را تکذیب کردند! و ما، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات دادیم; و آنان را جانشین (و وارث کافران) قرار دادیم; و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم! پس ببین عاقبت کار کسانی که انذار شدند (و به انذار الهی اهمیت ندادند)، چگونه بود! (73)

سپس بعد از نوح، رسولانی به سوی قومشان فرستادیم; آنان دلایل روشن برایشان آوردند; اما آنها، به چیزی که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهای تجاوزکاران مهر می‏نهیم (تا چیزی را درک نکنند)! (74)

بعد از آنها، موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اطرافیانش فرستادیم; اما آنها تکبر کردند (و زیر بار حق نرفتند; چرا که) آنها گروهی مجرم بودند! (75)

و هنگامی که حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحری است آشکار !» (76)

موسی گفت: «آیا درباره حق، هنگامی که به سوی شما آمد، (چنین) می‏گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالی که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمی‏شوند! (77)

گفتند: «آیا آمده‏ای که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازی; و بزرگی (و ریاست) در روی زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمی‏آوریم!» (78)

فرعون گفت: «(بروید و) هر جادوگر (و ساحر) دانایی را نزد من آورید!» (79)

هنگامی که ساحران (به میدان مبارزه) آمدند، موسی به آنها گفت: «آنچه (از وسایل سحر) را می‏توانید بیفکنید، بیفکنید!» (80)

هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه شما آوردید، سحر است; که خداوند بزودی آن را باطل می‏کند; چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمی‏کند! (81)

او حق را به وعده خویش، تحقق می‏بخشد; هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!» (82)

(در آغاز،) هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از فرزندان قوم او; (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش، مبادا آنها را شکنجه کنند; زیرا فرعون، برتری‏جویی در زمین داشت; و از اسرافکاران بود! (83)

موسی گفت: «ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!» (84)

گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم; پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده! (85)

و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش! (86)

و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‏هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید; و خانه‏هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‏شوند!)» (87)

موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‏ای، پروردگارا! در نتیجه(بندگانت را) از راه تو گمراه می‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‏ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!» (88)

فرمود: «دعای شما پذیرفته شد! استقامت به خرج دهید; و از راه (و رسم) کسانی که نمی‏دانند، تبعیت نکنید!» (89)

(سرانجام) بنی اسرائیل را از دریا ( رود عظیم نیل) عبور دادیم; و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‏اند، وجود ندارد; و من از مسلمین هستم! س‏ذللّه (90)

(اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلا عصیان کردی، و از مفسدان بودی! (91)

ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات می‏دهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند! (92)

(سپس) بنی اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستی) منزل دادیم; و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم; (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قیامت، در آنچه اختلاف می‏کردند، میان آنها داوری می‏کند! (93)

و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‏ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‏خواندند بپرس، به یقین، «حق‏» از طرف پروردگارت به تو رسیده است; بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (مسلما او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!) (94)

و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (95)

(و بدان) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، (و بجرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز) ایمان نمی‏آورند، (96)

هر چند تمام آیات (و نشانه‏های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند! (زیرا تاریکی گناه، قلبهایشان را فرا گرفته، و راهی به روشنایی ندارند!) (97)

چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان بموقع باشد، و) به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامی که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم; و تا مدت معینی ( پایان زندگی و اجلشان) آنها را بهره‏مند ساختیم. (98)

و اگر پروردگار تو می‏خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به(اجبار) ایمان می‏آوردند; آیا تو می‏خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!) (99)

(اما) هیچ کس نمی‏تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی‏دهد که نمی‏اندیشند. (100)

بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه‏های توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که (به خاطر لجاجت) ایمان نمی‏آورند مفید نخواهد بود! (101)

آیا آنها (چیزی) جز همانند روزهای پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار می‏کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار می‏کشم!» (102)

سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانی را که (به آنان) ایمان می‏آورند، نجات می‏دهیم و همین گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نیز) رهایی بخشیم! (103)

بگو: «ای مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایی را که جز خدا می‏پرستید، نمی‏پرستم! تنها خداوندی را پرستش می‏کنم که شما را می‏میراند! و من مامورم که از مؤمنان باشم! (104)

و (به من دستور داده شده که:) روی خود را به آیینی متوجه‏ساز که از هر گونه شرک، خالی است; و از مشرکان مباش! (105)

و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو می‏رساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود! (106)

و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمی‏سازد; و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد می‏رساند; و او غفور و رحیم است!» (107)

بگو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، برای خود هدایت شده; و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه می‏گردد; و من مامور (به اجبار) شما نیستم!» (108)

و از آنچه بر تو وحی می‏شود پیروی کن، و شکیبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پیروزی) را صادر کند; و او بهترین حاکمان است! (109)

سورة الشوری

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حم. (1)

عسق. (2)

این گونه خداوند عزیز و حکیم به تو و پیامبرانی که پیش از تو بودند وحی می‏کند. (3)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست; و او بلندمرتبه و بزرگ است! (4)

نزدیک است آسمانها (بخاطر نسبتهای ناروای مشرکان) از بالا متلاشی شوند و فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا می‏آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می‏کنند; آگاه باشید خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)

کسانی که غیر خدا را ولی خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه می‏دارد; و تو مامور نیستی که آنان را مجبور به قبول حق کنی! (6)

و این گونه قرآنی عربی ( فصیح و گویا) را بر تو وحی کردیم تا «ام‏القری‏» ( مکه) و مردم پیرامون آن را انذار کنی و آنها را از روزی که همه خلایق در آن روز جمع می‏شوند و شک و تردید در آن نیست بترسانی; گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان! (7)

و اگر خدا می‏خواست همه آنها را امت واحدی قرار می‏داد (و به زور هدایت می‏کرد، ولی هدایت اجباری سودی ندارد); اما خداوند هر کس را بخواهد در رحمتش وارد می‏کند، و برای ظالمان ولی و یاوری نیست. (8)

آیا آنها غیر از خدا را ولی خود برگزیدند؟! در حالی که «ولی‏» فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده می‏کند، و اوست که بر هر چیزی تواناست! (9)

در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست; این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده‏ام و به سوی او بازمی‏گردم! (10)

او آفریننده آسمانها و زمین است و از جنس شما همسرانی برای شما قرار داد و جفتهایی از چهارپایان آفرید; و شما را به این وسیله ( بوسیله همسران)زیاد می کند; هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست! (11)

کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست; روزی را برای هر کس بخواهد گسترش می دهد یا محدود می‏سازد; او به همه چیز داناست. (12)

آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود; و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‏گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‏کند. (13)

آنان پراکنده نشدند مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد; و این تفرقه جویی بخاطر انحراف از حق( و عداوت و حسد) بود; و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا سرآمد معینی (زنده و آزاد) باشند، در میان آنها داوری می‏شد; و کسانی که بعد از آنها وارثان کتاب شدند نسبت به آن در شک و تردیدند، شکی همراه با بدبینی! (14)

پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنان که مامور شده‏ای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده‏ام و مامورم در میان شما عدالت کنم; خداوند پروردگار ما و شماست; نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست; و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می‏کند، و بازگشت (همه) به سوی اوست!» (15)

کسانی که (از روی لجاجت) درباره خدا بعد از پذیرفتن (و ایمان به) او، محاجه می کنند، دلیلشان نزد پروردگارشان باطل و بی‏پایه است; و غضب بر آنهاست و عذابی شدید دارند. (16)

خداوند کسی است که کتاب را بحق نازل کرد و میزان (سنجش حق و باطل و خبر قیامت) را نیز; تو چه می‏دانی شاید ساعت (قیام قیامت) نزدیک باشد! (17)

کسانی که به قیامت ایمان ندارند درباره آن شتاب می‏کنند; ولی آنها که ایمان آورده‏اند پیوسته از آن هراسانند، و می‏دانند آن حق است; آگاه باشید کسانی که در قیامت تردید می‏کنند، در گمراهی عمیقی هستند. (18)

خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهی) دارد; هر کس را بخواهد روزی می‏دهد و او قوی و شکست‏ناپذیر است! (19)

کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‏دهیم و بر محصولش می‏افزاییم; و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‏دهیم اما در آخرت هیچ بهره‏ای ندارد! (20)

آیا معبودانی دارند که بی‏اذن خداوند آیینی برای آنها ساخته‏اند؟! اگر مهلت معینی برای آنها نبود، در میانشان داوری می‏شد (و دستور عذاب صادر می‏گشت) و برای ظالمان عذاب دردناکی است! (21)

(در آن روز) ستمگران را می‏بینی که از اعمالی که انجام داده‏اند سخت بیمناکند، ولی آنها را فرامی‏گیرد! اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند در باغهای بهشتند و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است; این است فضل (و بخشش) بزرگ! (22)

این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند به آن نوید می‏دهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم جز دوست‏داشتن نزدیکانم ( اهل بیتم); و هر کس کار نیکی انجام دهد ، بر نیکی‏اش می‏افزاییم; چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است. (23)

آیا می‏گویند: «او بر خدا دروغ بسته است‏»؟! در حالی که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می‏نهد (و اگر خلاف بگوئی قدرت اظهار این آیات را از تو می‏گیرد) و باطل را محو می‏کند و حق را بفرمانش پابرجا می‏سازد; چرا که او از آنچه درون سینه‏هاست آگاه است. (24)

او کسی است که توبه را از بندگانش می‏پذیرد و بدیها را می‏بخشد، و آنچه را انجام می‏دهید می‏داند. (25)

و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‏اند می‏پذیرد و از فضل خود بر آنها می‏افزاید; اما برای کافران عذاب شدیدی است! (26)

هرگاه خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‏کنند; از این‏رو بمقداری که می‏خواهد (و مصلحت می‏داند) نازل می‏کند، که نسبه به بندگانش آگاه و بیناست! (27)

او کسی است که باران سودمند را پس از آنکه مایوس شدند نازل می‏کند و رحمت خویش را می‏گستراند; و او ولی و (سرپرست) و ستوده است! (28)

و از آیات اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده; و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها تواناست! (29)

هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‏اید، و بسیاری را نیز عفو می‏کند! (30)

و شما هرگز نمی‏توانید در زمین از قدرت خداوند فرار کنید; و غیر از خدا هیچ ولی و یاوری برای شما نیست. (31)

از نشانه‏های او کشتیهایی است که در دریا همچون کوه‏ها به نظر می‏رسند! (32)

اگر او اراده کند، باد را ساکن می‏سازد تا آنها بر پشت دریا بی‏حرکت بمانند; در این نشانه‏هایی است برای هر صبرکننده شکرگزار! (33)

یا اگر بخواهد آنها را بخاطر اعمالی که سرنشینانش مرتکب شده‏اند نابود می‏سازد; و در عین حال بسیاری را می‏بخشد. (34)

کسانی که در آیات ما مجادله می‏کنند بدانند هیچ گریزگاهی ندارند! (35)

آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگی دنیاست، و آنچه نزد خداست برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می‏کنند بهتر و پایدارتر است. (36)

همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‏ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می‏کنند. (37)

و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‏دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم انفاق می‏کنند، (38)

و کسانی که هرگاه ستمی به آنها رسد، (تسلیم ظلم نمی‏شوند و) یاری می‏طلبند! (39)

کیفر بدی، مجازاتی است همانند آن; و هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خداست; خداوند ظالمان را دوست ندارد! (40)

و کسی که بعد از مظلوم‏شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست; (41)

ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می‏کنند و در زمین بناحق ظلم روا می‏دارند; برای آنان عذاب دردناکی است! (42)

اما کسانی که شکیبایی و عفو کنند، این از کارهای پرارزش است! (43)

کسی را که خدا گمراه کند، ولی و یاوری جز او نخواهد داشت; و ظالمان را (روز قیامت) می‏بینی هنگامی که عذاب الهی را مشاهده می‏کنند میگویند: «آیا راهی به سوی بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!» (44)

و آنها را می‏بینی که بر آتش عرضه می‏شوند در حالی که از شدت مذلت خاشعند و زیر چشمی (به آن) نگاه می‏کنند; و کسانی که ایمان آورده‏اند می‏گویند: «زیانکاران واقعی آنانند که خود و خانواده خویش را روز قیامت از دست داده‏اند; آگاه باشید که ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند!; س‏ذللّه (45)

آنها جز خدا اولیا و یاورانی ندارند که یاریشان کنند; و هر کس را خدا گمراه سازد، هیچ راه نجاتی برای او نیست! (46)

اجابت کنید دعوت پروردگار خود را پیش از آنکه روزی فرا رسد که بازگشتی برای آن در برابر اراده خدا نیست; و در آن روز، نه پناهگاهی دارید و نه مدافعی! (47)

و اگر روی‏گردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مامور اجبارشان) قرار نداده‏ایم; وظیف‏ه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامی که ما رحمتی از سوی خود به انسان بچشانیم به آن دلخوش می‏شود، و اگر بلایی بخاطر اعمالی که انجام داده‏اند به آنها رسد (به کفران می‏پردازند)، چرا که انسان بسیار کفران‏کننده است! (48)

مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خداست; هر چه را بخواهد می‏آفریند; به هر کس اراده کند دختر می‏بخشد و به هر کس بخواهد پسر، (49)

یا (اگر بخواهد) پسر و دختر -هر دو- را برای آنان جمع میکند و هر کس را بخواهد عقیم می‏گذارد; زیرا که او دانا و قادر است. (50)

و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‏فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‏کند; چرا که او بلندمقام و حکیم است! (51)

همان گونه (که بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را بفرمان خود وحی کردیم; تو پیش از این نمی‏دانستی کتاب و ایمان چیست (و از محتوای قرآن آگاه نبودی); ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بوسیله آن هر کس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت می‏کنیم; و تو مسلما به سوی راه راست هدایت می‏کنی. (52)

راه خداوندی که تمامی آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست; آگاه باشید که همه کارها تنها بسوی خدا بازمی‏گردد! (53)

سورة الکهف

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد... (1)

در حالی که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهای (آسمانی) دیگر است; تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند; و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‏دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست... (2)

(همان بهشت برین) که جاودانه در آن خواهند ماند! (3)

و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندی (برای خود) انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)

نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگی از دهانشان خارج می‏شود! آنها فقط دروغ می‏گویند! (5)

ج832)گویی می‏خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند! (6)

ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‏کنند! (7)

(ولی) این زرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‏دهیم! (8)

آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! (9)

« زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!» (10)

ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زدیم، و سالها در خواب فرو رفتند. (11)

سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم (و این امر آشکار گردد که) کدام یک از آن دو گروه، مدت خواب خود را بهتر حساب کرده‏اند. (12)

ما داستان آنان را بحق برای تو بازگو می‏کنیم; آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم. (13)

و دلهایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است; هرگز غیر او معبودی را نمی‏خوانیم; که اگر چنین کنیم، سخنی بگزاف گفته‏ایم. (14)

این قوم ما هستند که معبودهایی جز خدا انتخاب کرده‏اند; چرا دلیل آشکاری (بر این کار) نمی‏آورند؟! و چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!» (15)

و (به آنها گفتیم:) هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می‏پرستند کناره‏گیری کردید، به غار پناه برید; که پروردگارتان (سایه) رحمتش را بر شما می‏گستراند; و در این امر، آرامشی ب شما فراهم می‏سازد! (16)

و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می‏دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل می‏گردد; و به هنگام غروب، به سمت چپ; و آنها در محل وسیعی از آن (غار) قرار داشتند; این از آیات خداست! هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست; و هر کس را گمراه نماید، هرگز ولی و راهنمایی برای او نخواهی یافت! (17)

و (اگر به آنها نگاه می‏کردی) می‏پنداشتی بیدارند; در حالی که در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می‏کرد). اگر نگاهشان می‏کردی، از آنان می‏گریختی; و سر تا پای تو از ترس و وحشت پر می‏شد! (18)

این‏گونه آنها را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند; یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» (و چون نتوانستند مدت خوابشان را دقیقا بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است! اکنون یک نفر از خودتان را با این سکه‏ای که دارید به شهر بفرستید، تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‏تری دارند، و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد. اما باید دقت کند، و هیچ کس را از وضع شما آگاه نسازد... (19)

چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان می‏کنند; یا شما را به آیین خویش بازمی‏گردانند; و در آن صورت، هرگز روی رستگاری را نخواهید دید!» (20)

و اینچنین مردم را متوجه حال آنها کردیم، تا بدانند که وعده خداوند (در مورد رستاخیز) حق است; و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست! در آن هنگام که میان خود درباره کار خویش نزاع داشتند، گروهی می‏گفتند: «بنایی بر آنان بسازید (تا برای همیشه از نظر پنهان شوند! و از آنها سخن نگویید که) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!» ولی آنها که از رازشان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند: «ما مسجدی در کنار (مدفن) آنها می‏سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود.)» (21)

گروهی خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمین آنها سگشان بود!» و گروهی می‏گویند: س‏خ‏للّهپنچ نفر بودند، که ششمین آنها سگشان بود.» -همه اینها سخنانی بی‏دلیل است- و گروهی می‏گویند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمین آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه کمی، تعداد آنها را نمی‏دانند. پس درباره آنان جز با دلیل سخن مگو; و از هیچ کس درباره آنها سؤال مکن! (22)

و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‏دهم‏»... (23)

مگر اینکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردی، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بیاور; و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!» (24)

آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نه سال (نیز) بر آن افزودند. (25)

بگو: «خداوند از مدت توقفشان آگاهتر است; غیب آسمانها و زمین از آن اوست! راستی چه بینا و شنواست! آنها هیچ ولی و سرپرستی جز او ندارند! و او هیچ کس را در حکم خود شرکت نمی‏دهد!» (26)

آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن! هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی‏سازد; و هرگز پناهگاهی جز او نمی‏یابی! (27)

با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می‏خوانند، و تنها رضای او را می‏طلبند! و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است. (28)

بگو: «این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس می‏خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‏کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است! (29)

مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد! (30)

آنها کسانی هستند که بهشت جاودان برای آنان است; باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختان و قصرهایش جاری است; در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‏شوند; و لباسهایی (فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ضخیم، دربر می‏کنند; در حالی که بر تختها تکیه کرده‏اند. چه پاداش خوبی، و چه جمع نیکویی! (31)

(ای پیامبر!) برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم; و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم; و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم. (32)

هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‏های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود; و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم. (33)

صاحب این باغ، درآمد فراوانی داشت; به همین جهت، به دوستش -در حالی که با او گفتگو می‏کرد- چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نیرومندترم!» (34)

و در حالی که نسبت به خود ستمکار بود، در باغ خویش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمی‏کنم هرگز این باغ نابود شود! (35)

و باور نمی‏کنم قیامت برپا گردد! و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم (و قیامتی در کار باشد)، جایگاهی بهتر از این جا خواهم یافت!» (36)

دوست (با ایمان) وی -در حالی که با او گفتگو می‏کرد- گفت: «آیا به خدایی که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد ، کافر شدی؟! (37)

ولی من کسی هستم که «الله‏» پروردگار من است; و هیچ کس را شریک پروردگارم قرارنمی‏دهم! (38)

چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوت (و نیرویی) جز از ناحیه خدا نیست! و اگر می‏بینی من از نظر مال و فرزند از تو کمترم (مطلب مهمی نیست)! (39)

شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد; و مجازات حساب شده‏ای از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‏ای که آن را به زمین بی‏گیاه لغزنده‏ای مبدل کند! (40)

و یا آب آن در اعمال زمین فرو رود، آن گونه که هرگز نتوانی آن را به دست آوری!» (41)

(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوه‏های آن نابود شد; و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم می‏مالید -در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و می‏گفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم! س‏ذللّه (42)

و گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خداوند یاری دهند; و از خودش (نیز) نمی‏توانست یاری گیرد. (43)

در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است! اوست که برترین ثواب، و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد! (44)

(ای پیامبر!) زندگی دنیا را برای آنان به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می‏فرستیم; و بوسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز می‏شود و) در هم فرومیرود. اما بعد از مدتی می‏خشکد; و بادها آن را به هر سو پراکنده می‏کند; و خداوند بر همه چیز تواناست! (45)

مال و فرزند، زینت زندگی دنیاست; و باقیات صالحات ( ارزشهای پایدار و شایسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش‏تر است! (46)

و روزی را به خاطر بیاور که کوه‏ها را به حرکت درآوریم; و زمین را آشکار (و مسطح) می‏بینی; و همه آنان ( انسانها) را برمی‏انگیزیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد! (47)

آنها همه در یک صف به (پیشگاه) پروردگارت عرضه می‏شوند; (و به آنان گفته می‏شود:) همگی نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم! اما شما گمان می‏کردید ما هرگز موعدی برایتان قرار نخواهیم داد! (48)

و کتاب ( کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست) در آن جا گذارده می‏شود، پس گنهکاران را می‏بینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند; و می‏گویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر می‏بینند; و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‏کند. (49)

به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‏کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (50)

من هرگز آنها ( ابلیس و فرزندانش) را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین، و نه به هنگام آفرینش خودشان، حاضر نساختم! و من هیچ گاه گمراه‏کنندگان را دستیار خود قرار نمی‏دهم! (51)

به خاطر بیاورید روزی را که (خداوند) می‏گوید: «همتایانی را که برای من می‏پنداشتید، بخوانید (تا به کمک شما بشتابند!)» ولی هر چه آنها را می‏خوانند،جوابشان نمی‏دهند; و در میان این دو گروه، کانون هلاکتی قرارداده‏ایم! (52)

و گنهکاران، آتش (دوزخ) را می‏بینند; و یقین می‏کنند که با آن درمی‏آمیزند،و هیچ گونه راه گریزی از آن نخواهند یافت. (53)

و در این قرآن، از هر گونه مثلی برای مردم بیان کرده‏ایم; ولی انسان بیش از هر چیز، به مجادله می‏پردازد! (54)

و چیزی مردم را بازنداشت از اینکه -وقتی هدایت به سراغشان آمد- ایمان بیاورند و از پروردگارشان طلب آمرزش کنند، جز اینکه (خیره‏سری کردند; گویی می‏خواستند) سرنوشت پیشینیان برای آنان بیاید، یا عذاب (الهی) در برابرشان قرار گیرد! (55)

ما پیامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده، نمی‏فرستیم; اما کافران همواره مجادله به باطل می‏کنند، تا (به گمان خود،) حق را بوسیله آن از میان بردارند! و آیات ما، و مجازاتهایی را که به آنان وعده داده شده است،به باد مسخره گرفتند! (56)

چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‏هایی افکنده‏ایم تا نفهمند; و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‏ایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‏شوند! (57)

و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است; اگر می‏خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات کند، عذاب را هر چه زودتر برای آنها می‏فرستاد; ولی برای آنان موعدی است که هرگز از آن راه فراری نخواهند داشت! (58)

این شهرها و آبادیهایی است که ما آنها را هنگامی که ستم کردند هلاک نمودیم; و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم! (آنها ویرانه‏هایش را با چشم می‏بینند، و عبرت نمی‏گیرند!) (59)

به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمی‏دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم; هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم! (60)

(ولی) هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند; و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و روان شد). (61)

هنگامی که از آن جا گذشتند، (موسی) به یار همسفرش گفت: «غذای ما را بیاور، که سخت از این سفر خسته شده‏ایم!» (62)

گفت: «به خاطر داری هنگامی که ما (برای استراحت) به کنار آن صخره پناه بردیم، من (در آن جا) فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم -و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد- و ماهی بطرز شگفت‏آوری راه خود را در دریا پیش گرفت!» (63)

(موسی) گفت: «آن همان بود که ما می‏خواستیم!» سپس از همان راه بازگشتند، در حالی که پی‏جویی می‏کردند. (64)

(در آن جا) بنده‏ای از بندگان ما را یافتند که رحمت (و موهبت عظیمی) از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم. (65)

موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی! (67)

و چگونه می‏توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی شکیبا باشی؟! (68)

(موسی) گفت: «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت; و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد!» (69)

(خضر) گفت: «پس اگر می‏خواهی بدنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم (به موقع) آن را برای تو بازگو کنم.» (70)

آن دو به راه افتادند; تا آن که سوار کشتی شدند، (خضر) کشتی را سوراخ کرد. (موسی) گفت: ; س‏خ‏للّهآیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی؟! راستی که چه کار بدی انجام دادی!» (71)

گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی؟!» (72)

(موسی) گفت: «مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر! س‏ذللّه (73)

باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه نوجوانی را دیدند; و او آن نوجوان را کشت. (موسی) گفت: س‏خ‏للّهآیا انسان پاکی را، بی آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟! براستی کار زشتی انجام دادی! س‏ذللّه (74)

(باز آن مرد عالم) گفت: «آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمی‏توانی با من صبر کنی؟!» (75)

(موسی) گفت: «بعد از این اگر درباره چیزی از تو سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن; (زیرا) از سوی من معذور خواهی بود!» (76)

باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‏ای رسیدند; از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند; ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند; (با این حال) در آن جا دیواری یافتند که می‏خواست فروریزد; و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسی) گفت: «(لااقل) می‏خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!» (77)

او گفت: «اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده; اما بزودی راز آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی، به تو خبر می‏دهم. (78)

اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‏کردند; و من خواستم آن را معیوب کنم; (چرا که) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور میگرفت! (79)

و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند; و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد! (80)

از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‏تر به آن دو بدهد! (81)

و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود; و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت; و پدرشان مرد صالحی بود; و پروردگار تو می‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند; این رحمتی از پروردگارت بود; و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم; این بود رازکارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!» (82)

و از تو درباره «ذو القرنین‏» می‏پرسند; بگو: «بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.» (83)

ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت دادیم; و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (84)

او از این اسباب، (پیروی و استفاده) کرد... (85)

تا به غروبگاه آفتاب رسید; (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‏آلودی فرو می‏رود; و در آن جا قومی را یافت; گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‏خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟» (86)

گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد; سپس به سوی پروردگارش بازمی‏گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد! (87)

و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت; و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.» (88)

سپس (بار دیگر) از اسبابی (که در اختیار داشت) بهره گرفت... (89)

تا به خاستگاه خورشید رسید; (در آن جا) دید خورشید بر جمعیتی طلوع می‏کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند). (90)

(آری) اینچنین بود (کار ذو القرنین)! و ما بخوبی از امکاناتی که نزد او بود آگاه بودیم! (91)

(باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت) استفاده کرد... (92)

(و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید; و در کنار آن دو (کوه) قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‏فهمیدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)! (93)

(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می‏کنند; آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟!» (94)

(ذو القرنین) گفت: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد می‏کنید)! مرا با نیرویی یاری دهید، تا میان شما و آنها سد محکمی قرار دهم! (95)

قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید)!» تا وقتی که کاملا میان دو کوه را پوشانید، گفت: «(در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید!» (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!» (96)

(سرانجام چنان سد نیرومندی ساخت) که آنها ( طایفه یاجوج و ماجوج) قادر نبودند از آن بالا روند; و نمی‏توانستند نقبی در آن ایجاد کنند. (97)

(آنگاه) گفت: «این از رحمت پروردگار من است! اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‏کوبد; و وعده پروردگارم حق است!» (98)

و در آن روز (که جهان پایان می‏گیرد)، ما آنان را چنان رها می‏کنیم که درهم موج می‏زنند; و در صور ( شیپور) دمیده می‏شود; و ما همه را جمع می‏کنیم! (99)

در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‏داریم! (100)

همانها که پرده‏ای چشمانشان را از یاد من پوشانده بود، و قدرت شنوایی نداشتند! (101)

آیا کافران پنداشتند می‏توانند بندگانم را به جای من اولیای خود انتخاب کنند؟! ما جهنم را برای پذیرایی کافران آماده کرده‏ایم! (102)

بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ (103)

آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده; با این حال، می‏پندارند کار نیک انجام می‏دهند!» (104)

آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند; به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد! (105)

(آری،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند! (106)

اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت برین محل پذیرایی آنان خواهد بود. (107)

آنها جاودانه در آن خواهند ماند; و هرگز تقاضای نقل مکان از آن جا نمی‏کنند! (108)

بگو: «اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، دریاها پایان می‏گیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد; هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم!» (109)

بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما; (امتیازم این است که) به من وحی می‏شود که تنها معبودتان معبود یگانه است; پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند! (110)

سورة المؤمنون

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

مؤمنان رستگار شدند; (1)

آنها که در نمازشان خشوع دارند; (2)

و آنها که از لغو و بیهودگی روی‏گردانند; (3)

و آنها که زکات را انجام می‏دهند; (4)

و آنها که دامان خود را (از آلوده‏شدن به بی‏عفتی) حفظ می‏کنند; (5)

تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره‏گیری از آنان ملامت نمی‏شوند; (6)

و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند! (7)

و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می‏کنند; (8)

و آنها که بر نمازهایشان مواظبت می‏نمایند; (9)

(آری،) آنها وارثانند! (10)

(وارثانی) که بهشت برین را ارث می‏برند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (11)

و ما انسان را از عصاره‏ای از گل آفریدیم; (12)

سپس او را نطفه‏ای در قرارگاه مطمئن ( رحم) قرار دادیم; (13)

سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چیزی شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم; و بر استخوانها گوشت پوشاندیم; سپس آن را آفرینش تازه‏ای دادیم; پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است! (14)

سپس شما بعد از آن می‏میرید; (15)

سپس در روز قیامت برانگیخته می‏شوید! (16)

ما بر بالای سر شما هفت راه ( طبقات هفتگانه آسمان) قرار دادیم; و ما (هرگز) از خلق (خود) غافل نبوده‏ایم! (17)

و از آسمان، آبی به اندازه معین نازل کردیم; و آن را در زمین (در جایگاه مخصوصی) ساکن نمودیم; و ما بر از بین بردن آن کاملا قادریم! (18)

سپس بوسیله آن باغهایی از درختان نخل و انگور برای شما ایجاد کردیم; باغهایی که در آن میوه‏های بسیار است; و از آن میخورید! (19)

و (نیز) درختی را که از طور سینا می‏روید ( درخت زیتون)، و از آن روغن و «نان خورش‏» برای خورندگان فراهم می‏گردد (آفریدیم)! (20)

و برای شما در چهارپایان عبرتی است; از آنچه در درون آنهاست ( از شیر) شما را سیراب می‏کنیم; و برای شما در آنها منافع بسیاری است; و از گوشت آنها می‏خورید; (21)

و بر آنها و بر کشتیها سوار می‏شوید! (22)

و ما نوح را بسوی قومش فرستادیم; او به آنها گفت: «ای قوم من! خداوند یکتا را بپرستید، که جز او معبودی برای شما نیست! آیا (از پرستش بتها) پرهیز نمی‏کنید؟! (23)

جمعیت اشرافی (و مغرور) از قوم نوح که کافر بودند گفتند: «این مرد جز بشری همچون شما نیست، که می‏خواهد بر شما برتری جوید! اگر خدا می‏خواست (پیامبری بفرستد) فرشتگانی نازل می‏کرد; ما چنین چیزی را هرگز در نیاکان خود نشنیده‏ایم! (24)

او فقط مردی است که به نوعی جنون مبتلاست! پس مدتی درباره او صبر کنید (تا مرگش فرا رسد، یا از این بیماری رهایی یابد!)» (25)

(نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!» (26)

ما به نوح وحی کردیم که: «کشتی را در حضور ما، و مطابق وحی ما بساز. و هنگامی که فرمان ما (برای غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه فرا رسیدن طوفان است)، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن; و همچنین خانواده‏ات را، مگر آنانی که قبلا وعده هلاکشان داده شده ( همسر و فرزند کافرت); و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگی هلاک خواهند شد. (27)

و هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند بر کشتی سوار شدید، بگو: «ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید!» (28)

و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!» (29)

(آری،) در این ماجرا (برای صاحبان عقل و اندیشه) آیات و نشانه‏هایی است; و ما مسلما همگان را آزمایش می‏کنیم! (30)

سپس جمعیت دیگری را بعد از آنها به وجود آوردیم. (31)

و در میان آنان رسولی از خودشان فرستادیم که: «خدا را بپرستید; جز او معبودی برای شما نیست; آیا (با این همه، از شرک و بت پرستی) پرهیز نمی‏کنید؟!» (32)

ولی اشرافیان (خودخواه) از قوم او که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب می‏کردند، و در زندگی دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم، گفتند: «این بشری است مثل شما; از آنچه می‏خورید می‏خورد; و از آنچه می‏نوشید می‏نوشد! (پس چگونه می‏تواند پیامبر باشد؟!) (33)

و اگر از بشری همانند خودتان اطاعت کنید، مسلما زیانکارید. (34)

آیا او به شما وعده می‏دهد هنگامی که مردید و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدید، بار دیگر (از قبرها) بیرون آورده می‏شوید؟! (35)

هیهات، هیهات از این وعده‏هایی که به شما داده می‏شود! (36)

مسلما غیر از این زندگی دنیای ما، چیزی در کار نیست; پیوسته گروهی از ما می‏میریم، و نسل دیگری جای ما را می‏گیرد; و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد! (37)

او فقط مردی دروغگوست که بر خداافترا بسته; و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد!» (38)

(پیامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!» (39)

خداوند) فرمود: «بزودی از کار خود پشیمان خواهند شد! (اما زمانی که دیگر سودی به حالشان ندارد.)» (40)

سرانجام صیحه آسمانی آنها را بحق فرو گرفت; و ما آنها را همچون خاشاکی بر سیلاب قرار دادیم; دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا)! (41)

سپس اقوام دیگری را پس از آنها پدید آوردیم. (42)

هیچ ابمتی بر اجل و سر رسید حتمی خود پیشی نمی‏گیرد، و از آن تاخیر نیز نمی‏کند. (43)

سپس رسولان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم; هر زمان رسولی برای (هدایت) قومی می‏آمد، او را تکذیب می‏کردند; ولی ما این امتهای سرکش را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنها را احادیثی قرار دادیم (چنان محو شدند که تنها نام و گفتگویی از آنان باقی ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومی که ایمان نمی‏آورند! (44)

سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و دلیلی روشن فرستادیم... (45)

بسوی فرعون و اطرافیان اشرافی او; اما آنها تکبر کردند، و آنها مردمی برتری‏جوی بودند. (46)

آنها گفتند: «آیا ما به دو انسان همانند خودمان ایمان بیاوریم، در حالی که قوم آنها بردگان ما هستند؟!» (47)

(آری،) آنها این دو را تکذیب کردند; و سرانجام همگی هلاک شدند. (48)

و ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم; شاید آنان ( بنی اسرائیل) هدایت شوند. (49)

و ما فرزند مریم ( عیسی) و مادرش را آیت و نشانه‏ای قرار دادیم; و آنها را در سرزمین مرتفعی که دارای امنیت و آب جاری بود جای دادیم. (50)

ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام می‏دهید آگاهم. (51)

و این امت شما امت واحدی است; و من پروردگار شما هستم; پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید! (52)

اما آنها کارهای خود را در میان خویش به پراکندگی کشاندند، و هر گروهی به راهی رفتند; (و عجب اینکه) هر گروه به آنچه نزد خود دارند خوشحالند! (53)

آنها را در جهل و غفلتشان بگذار تا زمانی (که مرگشان فرا رسد یا گرفتار عذاب الهی شوند). (54)

آنها گمان می‏کنند اموال و فرزندانی که بعنوان کمک به آنان می‏دهیم... (55)

برای این است که درهای خیرات را با شتاب به روی آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمی‏فهمند (که این وسیله امتحانشان است). (56)

مسلما کسانی که از خوف پروردگارشان بیمناکند، (57)

و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‏آورند، (58)

و آنها که به پروردگارشان شرک نمی‏ورزند، (59)

و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج می‏دهند و با این حال، دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوی پروردگارشان بازمی‏گردند، (60)

(آری) چنین کسانی در خیرات سرعت می‏کنند و از دیگران پیشی می‏گیرند (و مشمول عنایات ما هستند). (61)

و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‏کنیم; و نزد ما کتابی است که (تمام اعمال بندگان را ثبت کرده و) بحق سخن می‏گوید; و به آنان هیچ ستمی نمی‏شود. (62)

ولی دلهای آنها از این نامه اعمال (و روز حساب و آیات قرآن) در بی‏خبری فرورفته; و اعمال (زشت) دیگری جز این دارند که پیوسته آن را انجام می‏دهند... (63)

تا زمانی که متنعمان مغرور آنها را در چنگال عذاب گرفتار سازیم; در این هنگام، ناله‏های دردناک و استغاثه‏آمیز سرمی‏دهند! (64)

(اما به آنها گفته می‏شود:) امروز فریاد نکنید، زیرا از سوی ما یاری نخواهید شد! (65)

(آیا فراموش کرده‏اید که) در گذشته آیات من پیوسته بر شما خوانده می‏شد; اما شما اعراض کرده به عقب بازمی‏گشتید؟! (66)

در حالی که در برابر او (پیامبر) استکبار می‏کردید، و شبها در جلسات خود به بدگویی می‏پرداختید؟! (67)

آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزی برای آنان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟! (68)

یا اینکه پیامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نیستند)، از این رو او را انکار می‏کنند؟! (69)

یا می‏گویند او دیوانه است؟! ولی او حق را برای آنان آورده; اما بیشترشان از حق کراهت دارند (و گریزانند). (70)

و اگر حق از هوسهای آنها پیروی کند، آسمانها و زمین و همه کسانی که در آنها هستند تباه می‏شوند! ولی ما قرآنی به آنها دادیم که مایه یادآوری (و عزت و شرف) برای آنهاست، اما آنان از (آنچه مایه) یادآوریشان (است) رویگردانند! (71)

یا اینکه تو از آنها مزد و هزینه‏ای (در برابر دعوتت) می‏خواهی؟ با اینکه مزد پروردگارت بهتر، و او بهترین روزی دهندگان است! (72)

بطور قطع و یقین، تو آنان را به راه راست دعوت می‏کنی. (73)

اما کسانی که به آخرت ایمان ندارند از این راه منحرفند! (74)

و اگر به آنان رحم کنید و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی‏شوند، بلکه) در طغیانشان لجاجت می‏ورزند و (در این وادی) سرگردان می‏مانند! (75)

ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند)، اما آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرع می‏کنند! (76)

(این وضع همچنان ادامه می‏یابد) تا زمانی که دری از عذاب شدید به روی آنان بگشاییم، (و چنان گرفتار می‏شوند که) ناگهان بکلی مایوس گردند. (77)

و او کسی است که برای شما گوش و چشم و قلب (عقل) ایجاد کرد; اما کمتر شکر او را بجا می‏آورید. (78)

و او کسی است که شما را در زمین آفرید; و به سوی او محشور می‏شوید! (79)

و او کسی است که زنده می‏کند و می‏میراند; و رفت و آمد شب و روز از آن اوست; آیا اندیشه نمی‏کنید؟! (80)

(نه،) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند. (81)

آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (82)

این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده; این فقط افسانه‏های پیشینیان است!» (83)

بگو: «زمین و کسانی که در آن هستند از آن کیست، اگر شما می‏دانید؟!» (84)

بزودی (در پاسخ تو) می‏گویند: «همه از آن خداست!» بگو: «آیا متذکر نمی‏شوید؟!» (85)

بگو: «چه کسی پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟» (86)

بزودی خواهند گفت: «همه اینها از آن خداست!» بگو: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید (و از خدا نمی‏ترسید و دست از شرک برنمی‏دارید)؟!» (87)

بگو: «اگر می‏دانید، چه کسی حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بی پناهان پناه می‏دهد، و نیاز به پناه‏دادن ندارد؟!» (88)

خواهند گفت: «(همه اینها) از آن خداست‏» بگو: «با این حال چگونه می‏گویید سحر شده‏اید (و این سخنان سحر و افسون است)؟!» (89)

نه، (واقع این است که) ما حق را برای آنها آوردیم; و آنان دروغ می‏گویند! (90)

خدا هرگز فرزندی برای خود انتخاب نکرده; و معبود دیگری با او نیست; که اگر چنین می‏شد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می‏کردند و بعضی بر بعضی دیگر برتری می‏جستند (و جهان هستی به تباهی کشیده می‏شد); منزه است خدا از آنچه آنان توصیف می‏کنند! (91)

او دانای نهان و آشکار است; پس برتر است از آنچه برای او همتا قرار می‏دهند! (92)

بگو: «پروردگار من! اگر عذابهایی را که به آنان وعده داده می‏شود به من نشان دهی (و در زندگیم آن را ببینم)... (93)

پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!» (94)

و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‏دهیم به تو نشان دهیم! (95)

بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)! ما به آنچه توصیف می‏کنند آگاهتریم! (96)

و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‏های شیاطین به تو پناه می‏برم! (97)

و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه می‏برم!» (98)

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‏دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‏گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! (99)

شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او می‏گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‏گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند! (100)

هنگامی که در «صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها در آن روز نخواهد بود; و از یکدیگر تقاضای کمک نمی‏کنند (چون کاری از کسی ساخته نیست)! (101)

و کسانی که وزنه اعمالشان سنگین است، همان رستگارانند! (102)

و آنان که وزنه اعمالشان سبک باشد، کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند! (103)

شعله‏های سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهایشان نواخته می‏شود; و در دوزخ چهره‏ای عبوس دارند. (104)

(به آنها گفته می‏شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی‏شد، پس آن را تکذیب می‏کردید؟! (105)

می‏گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (106)

پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعا ستمگریم (و مستحق عذاب)!» (107)

(خداوند) می‏گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (108)

(فراموش کرده‏اید) گروهی از بندگانم می‏گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم; ما را ببخش و بر ما رحم کن; و تو بهترین رحم کنندگانی! (109)

اما شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند; و شما به آنان می‏خندیدید! (110)

ولی من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم; آنها پیروز و رستگارند!» (111)

(خداوند) می‏گوید: «چند سال در روی زمین توقف کردید؟» (112)

(در پاسخ) می‏گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتی از یک روز! از آنها که می‏توانند بشمارند بپرس!» (113)

می‏گوید: «(آری،) شما مقدار کمی توقف نمودید اگر می‏دانستید!» (114)

آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‏ایم، و بسوی ما باز نمی‏گردید؟ (115)

پس برتر است خداوندی که فرمانروای حق است (از اینکه شما را بی‏هدف آفریده باشد)! معبودی جز او نیست; و او پروردگار عرش کریم است! (116)

و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند -و مسلما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود; یقینا کافران رستگار نخواهند شد! (117)

و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن; و تو بهترین رحم کنندگانی! (118)