من بالاتر من پائین تر من درونش هست.تفکر بالاتر هست که خواهان بوده و خواهان رشد دادن پذیرشگر اگر نخواهد ظرفیت تفکریش نکشد ارزش اصلی بر تفکر میشود نه من میگویم برترم.

در ذهن انسان دو تضاد هست تضاد بین من و منیت شکستن چون شکست ما میشود برای شکستن من و ما شدن زنجیره باید شد زنجیره داوطلبی از روشنی خواهان و روشناگر شوندگان.

گذشته ای ارزش دارد که حال بهتر از گذشته شود والا برگشت به عقب تونل زمان یا جلورفتن فرقی ندارد کی به آن مرحله که از برزخ ماده برهیم.اما این خواسته خودخواهانه ای میشود.

من یا تو از گذشته آمده یا از آینده فرقی ندارد مهم کشف حقیقت گذشته توسط شخص نیست نور ماه پنهان نمیماند اما آیا همه آن همانست حقیقت یعنی رسیدن به اصل آن نه فرضیه فقط.

ماشین زمان که جلو ببرد یا عقب ببرد این تنها فرضیه هست بر چیزی که اصل آن را نمیدانیم.انتقال لازم نیست تولدی نو باید در تفکر بشود والا گذشته و آینده یکی میشود.
