حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

فانوس-93

بهترین طریقه راه هستی و زندگی  بخش ترین امر حقیقت طلبی هست. و تدبر و تعقل و فهمیدن.بهترین دانایی اندیشه بر آنچه که گفته میشود هست. و بهترین اندرز و حکمت خواندن با تدبر و تسلط بر  کتب و اندیشه و دانش افزایی هست. فهم آیات. فهم کتب. فهم و تمیز دادن. اگر کسی کتابی را قبول داشته باشد باید احکام آن کتاب را یعنی آیات و تفسیر معنی را خوب درک کند .اگر کسی کتابی را قبول نداشته باشد باید علت قبول نداشتن آن را بگوید والا حرف او بی معنی و بی تایید از تمیزی دانش  رد میشود.اگر کسی امورات را درک نکند حتی اگر زمین به غیر آن تبدیل شود هم باز همان نگاه کار مهمی نیست را خواهد گفت. زیرا در همانم خواب میماند اما خواب اندیشه و تفکر.اگر کسی به خلقت توجه نکند و اگر کسی دایه دار اندیشه ای باشد اما شاخک های حواس او تحریک نشود که اموراتی هست. شاخک تفکر حس یافتن و فهمیدن حقیقت هست. والا مورچه هم شاخک دارد انسان هم شاخک دارد منتها شاخک انسان در مغز او حس فهمیدن اوست و مورچه در پیدا کردن راهش.راه تفکر به یک سیستم وصل هست. اما کیفیت آن چندین برابر است اما اگر آن کند شد همانند مورچه کمتر میشود انسان با همان لقب اشرف مخلوقات.انسان اگر دایه دار عقیده ای شد بعد در همان عقیده هم در امورات کند بود معلوم هست سپر جنگی تن کرده و فقط میخواهد بجنگد.اما سپر ایمانی حس قوی ایمانی و حس قوی از امورات و چرایی ها خود پاسخ دهنده همان امر میشود.پس فهم کتب مهم و فهم آیات مهم . و فهم امورات مهم هست.والا برای آن دسته افراد هیچ فرق نمیکند از چه کتبی گفته شود. چه اموراتی مکشوف شود یا چه شود فقط میشود سپر جنگی و جنگ و نزاع. اما در گفتمان و فهم کتب و فهم امورات و فهم آیات و تسلط کتب. به هر زبان خوانده شود پری معنوی شما را به حقیقت روانه میکند حال اگر زبان شما هم در آن امر قوی شد خب این بسته به کاری که انجام میدهید هست. اما  دلیل برتری نیست دلیل برتری پری معنوی هست.زیرا پیامبرانی بودند که خواندن نمیدانستند. یا همان زبان خود میدانستند. یا همان سواد آن زمان هم داشتند اما بر اساس گفتارشان از صد باسواد دایه دار بالاتر میگفتند اما آن را دانایی خدا میدانستند زیرا به خدا فرامیخواندند نه به خود. خود یعنی مرا با خصوصیات من بخواه اما برای خدا یعنی برای خدا من به تو و تو به دیگری راه سعادت را بیان کن.پس آنچه خدا دهد نیکوست و آنچه نیکو انجام گیرد  بر دیگری نیکویی و سواد من بیشتر و علم من افزانتر قدرت طلبیست اما سعی بر علم افزایی جمعی بهترست و علم با فایده بهتر از کسب علم به درون خاکدان برای خود بردن هست زیرا آن فایده رضایت خداست و آن برای خود فقط هست.کدام افضلتر هست خرد جمعی و دانش  را به دیگری هدیه معنوی دادن.

فانوس-92

من منافع گرا فایده ندارد ما جمع منافع معنوی در خیر دنیوی هست. خیر دنیوی خیر رسانیدن هست. و شر دنیوی شر رسانیدن هست. در کفه ترازو خیر و برکت و معنویت و خدمت خالصانه توشه هست. خداشناسی مهم هست. و خلقت شناسی مهم.شخصی که اصطلاح چشم برزخی ماده دارد و شخصی که چشم برزخی معنوی. و هر دو در یک بر امر مهم.اون نیازی نیست که به او چیزی گویید یعنی دو چشم معنوی بالا او با یک نگاه درون شما را میبیند.اما آنی که هر دو چشم بسته دارد تاریکی پر گشته دارد در شما همان تاریکی خود را میبیند و شما را بد میبیند و ترس میفتد چون در نگاه او آن وحشت تاریکی از معنویت شما بر او نمودار کسی میشود که میخواهد شما را از بین ببرد تاریکی تاریکی میبیند باید انس بگیرد با تاریکی اما چون تاریکی وحشتزا دراو نمودار هست شما را خطر میبیند نه رحمت.حال شخص معنوی وارد میزداید تاریکی سخت هست اما شکننده وارد بر بیرون راندن تاریکی میشود اما تاریکی ریشه گرفته. شخص مقاومت میکند اما اگر کسی وارد نباشد و منابع لازم معنوی را درون خود نداشته باشد شخص حرکت خطرآفرین میکند حتی حمله میکند این بعد تاریکی شدید هست در برابر نور .نور معنوی ابزار شخص تاریکی و  درون شخص معنوی به جنگ هم میروند جنگ تاریکی جنگ حمله ای و زخم زدن زبانی و روحی طرف مقابل هست و شخص معنوی آرامش معنوی خود را انتقال به شخص مقابل میدهد حال شخص معنوی در درجات عالیه معنوی یک نگاه گاهن یا یک حضور در آن و روبرویی تاریکی درون فرار میکند و شخص مدتی تا اینکه دعوت دوباره بشود و بپذیرد آرام هست. یا میتواند همراه کند آن انتقال خوب را یا باز در تاریکی گشاید و وارد کند. پس رتبات معنوی درجات معنوی متفاوت هست.اگر کسی  وارد نباشد خود و طرف مقابل را ضربه بیشتر میزند اما اگر مراتب او در معنویت بالاتر باشد یا سطوح اشخاص عالیه معنوی نگاه او حرف او بدون حرف زدن بدون حتی نصیحت. وارد هست اما سطوح فرق دارد.و در بر فرد معنوی غرور نمیشود تازه هر چیزی بیشتر کسب معنوی کند خود را بیشتر در این راه خدمت گذار میداند نه جنبه غرور معنوی که سقوط میدهد.

فانوس-91

پس در تجربه مرگ موقت یا انتقال طرف در یک برزخ روحی میرفته آنقدر که وقتی تونل انتقال رو دیده براش مثل یک خلاصی بوده.یک خلاصی بزرگ از یک سرگشتگی تا رسیدن و انتقال حالا در عوالم بالا این روح چقدر در برزخ موقت میماند تا انتقال بهتری داده شود بستگی به اعمال شخص دارد.گاهی شخص اعمالی کرده که به انتقال بهتر میشود حرکت کند. و این برزخ روحی همیشگی نیست. اما شخص اعمال سنگین و جنایت مخلوقاتو. هر بدی کرده.خداوند بخششگر هست اما عدالت خدا حق هست. باید ان شخص بکشد چون مستحق آنست.بعد بالاتر روندگی او هم باز درجات یک بهتر از آن قبلی هست. نه در باغ سبز  خیلی بهتر. بستگی به اعمال دارد. پس این ارتقا و بهتر شدن قابلیت اوست. اما تا قیامت و داوری اگر شخص نتواند بهتر رود دو نوع روح بازگشت میکند ارواح مترقی و خوب و شریر که فرصت داده شده آن هم در قبل آن قیامت بزرگ قیامت کوچک باز هم جنایت بدتر کنند یا آنهایی که بهترنند بهترین رسالت کاری کنند یا اگرم بر  ضعف شد صالحین که خسران هست. اما این مختص همه نیست و نوع آن هم فرق دارد از قیامت کوچک در انواع آن تا رجعت ناگهانی. تا تولد دوباره برای همین رجعت تولد دوباره بحث سنگین هست.حالا این چشمه های آن باز تا اصل دریای آن.که برای آنهایی که بد بودند وارد شدن به یک بهشت زمینی میماند اما یادشان میرود چه کشیده اند و بدتر کوله پر میکنند و صالحین بسته به حکمت یاد آوری خدا بر اینکه خداوند اسرار را میداند.یا نوعی انتقال یدفه و ناگهانی و شوکه کننده بشود.این برای صالحین آرزو هست. که ایمان قوی آن را میسازد و برای بدکاران عذاب بهشت زمینی به جهنم آنها.صالحین مراتب روحی با کسی  خوش آمد و بد آمد ندارند .رضایت خدا برایشان مهم هست.و برای امورات حق و حقیقت و حق به حقدار رسیدن باز شدن مسائل و نجات میایند خوش آمد خیلی ها نیست.زیرا اگر شرارت ها را جهان در بعضی انسانها بدانند برای آنها مثال جهنم زمین هست.برای همین با این امورات مخالفند اما با تقدیر و حکمت الهی و وعده های خداوند هیچ قدرت بشری و آدمی انسانی نمیتواند مقابله کند.چون زمانبندی آن دست خداست هر کسی گوید فلان روز فلان میشود فلان روز فلان.مگر به امورات تغییرات حکمت خدا. و اگر همان شد که کتب گفتند باید همان میشده و حکمت و آن تغییر نکرده.پس این هست گوشه ای از دریای اتفاقات.

فانوس-90

یک باور اشتباه هست به نام انسانها به  حیوان و درخت اگر در این زندگی  بد عمل کنند در زندگی بعد دوباره آن تبدیل میشوند.این باور که قدیمی کهن هست یک باور خرافه هست.انسان اشرف مخلوقات هست. حتی بدترین انسان اما این شرافت او تبدیل به پستی گردد در عذاب روحی اوست نه تبدیل او به حیوان و  درختو غیره.اصلان حیات مجدد و تولد مجدد در این امر نیست که انسان تبدیل به حیوان یا گیاه شود.بلکه انسان در روح قوی چون اشرف مخلوقات هست چه در حیات مادی و غیر قابلیت تصرف در آنها را دارد.تصرف با تبدیل شدن فرق دارد.روح دیده بعد تجربه مرگ موقت مثل یک گنجشک پرنده شده.بعد آمده آن را گفته.در جسم.این یک حقیقت بزرگتر را بر او مکشوف کرده خداوند.نه اینکه همیشه گنجشک یا پرنده باشد. نه.این یعنی انسان تو قابلیت تصرف داری نه تبدیل به کمتر. اگر عمل تو هست آن عمل تو عذاب روحی هست نه تبدیل تو.به کمتر.یعنی روح در قدرت معنوی تصرف در حیوان و جماد. گیاه ماده میکند. اما تبدیل نمیشود.روح در شخص دیگر میرود اما نه آنکه او شود. بلکه درک او شود.یا اتحاد او شود.یا در تصرفات قوی فلانی من در فلان کشور مشکل رد شدم فلان شد فلان جا نجات پیدا کردم. روح قوی تصرف میکند.حالا اگر در انسان تصرف شد قدرت زیاد هست.چون خداوند این تصرف را به هر کسی نمیدهد مگر به اوامر شخص او باشد و بخشیدن غیره آنهم موقت. تصرف کامل یعنی حد اختیار بسیار زیاد.حال اگر تصرف شد و دو در یک شدند اتحاد هست یا شناخت امورات و در هم شناختی بهتر برای روند راه مسیر.پس تصرف کامل قدرت بسیار بالا میخواهد و فداکاری بالا.اما تصرف موقت امر مربوط به شخص هست. تصرف در گیاه تصرف در حیوان یعنی ای انسان تو در آنها تصرف میتوانی کنی اما آنها در تو نه.و این فکر انسان هست که او را  برتری درست میدهد. و فکر بد تزلزل روحی نه تبدیلی.عذاب برزخی ماده و بعد بسیار آشفته کننده هست.یعنی باید مرحم بشود یا  در همان اموری که باید حرکت کند رود و درستی  روان و درمان او به همان راهی هست که اگر از بین رود  یا اگر هر امری شود بر او نجات هست.اگر فانی شود اگر هر مسئله ای شود بر او با آن شناختی که به او داده شده پیش رود.پس تصرف به هر کسی داده نمیشود مخصوصان تصرف کامل. و حال تصرف در غیر باز مثال گیاه و غیره تصرف امورات هست شناختی.که خداوند هدیه میدهد.خداوند بسیار بخششگر و بسیار مهربانست . اگر ظرفیت وجودی شما بالا رود بیشتر و اگر نه همان هم گرفته میشود.پس ظرفیت مهم هست.زندگی دوباره با هر اسمی تولد دوباره رجعت تولد دوباره دو منظوره.تولد فکری تولد دوباره رحم هر نوع رجعتی. هر نوع تولدی لازمه باید باشد خداوند کار بیهوده نمیکند.لازمه آن هست.والا در مصرف گرایی نگران نباشید دوباره میایید میشود. اینجا امورات معنوی به کار می آید برای ماده گرایی مطلق.اما آیا آدمی از جایی بهتر حاضر هست بیاید جایی بدتر.آنهم با آن اختیارات و زیبایی و آرامش.که وصف آن هم میخواهند کنند حتی در رنگ تونل به سختی هست. تازه این ورودی آن هست. منتها توشه درست زندگی درست زمینی و انسان مدارانه.والا  تا دهنه انتقال به جالبی آن مثال تولد نوزاد رحم میماند.میرسد به بالای آن تازه اوایل آن بزور هم دیده شود یا اموراتی دیده شود از همان . یا نوعی تازه یک چشمه چند چشمه آن طرف نمیخواهد اصلان برگردد تازه در تونل تا انتقال برگشت.

فانوس-89

در دنیای مصرف گرایی .در دنیای سرمایه داری صد در صد که معنای دنیای اشخاص و آنچه همره خود میکنند. باورهای معنوی مثال سد هست. اما چرا سد پنداشته میشود . علت آنست که در  باور زندگی دگر. قیامت. داوری. انسانها با باور واقعی انسانیت آشنا میشوند. واقعیت واقعی انسانیت رضایت خداست.وقتی انسان خوب باشیم اما خدا را قبول نداشته باشیم. چون اصل خلقت خدا را قبول نداریم و خلقت را امری علمی کامل بدانیم.مشکلات پدید می آید انسان خود نمیداند این اصل مشکل چگونه هست چون به خدا اعتقاد ندارد.خداوند خالق هست. خالق تمام مکانیزم تمام اداره جهان و بشریت و غیر آن را هدایت میکند. وقتی شما موتور ماشینتان خراب باشد هی به وسایل و امورات دگر آن برسید موتور خراب هست. و موتور خراب را درست کردن اولویت هست تا بعد وسایل آن کارایی پیدا کند.وقتی شما اصل آن خالق خدا را قبول نداشته باشید هر چقد شیک و خوب رفتار هم کنید موتور فکری شما یارای حرکت صحیح نمیگیرد زیرا کل کائنات خلاف جهت شما شنا میکنند.اما وقتی شما موافق رضایت خدا حرکت کنید کل کائنات همراه شما میشوند اما درست عمل کردن شما مهم هست گاهی انسان فکر میکند درست عمل میکند و بر عکس میشود فکر میکند من که درست حرکت کردم چرا همه امورات بر خلاف آن حرکت میکنند.حالا اگر درست عمل کردید تاریکی وارد عمل میشود این قوه بد چون در قوه تاریکی میشود هر چقدم قوی عمل کنند باز شکست میخورند چون خالق خدا در برابر آن قوه سد میکند وقتی خدا وارد عمل شود حتی برگ درختان هم بر خلاف شما کار میکنند اما وقتی خدا در شما درستی دید قوت شما را در حتی ریزترین و کارایی هر چیزی به نفع حرکت شما میشود.پس  در جهت درستی حرکت کردن هدف درست را نمودار شما میکند.