حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

برگ ریزان قصه

خط کش خط بدون کششی که خط بدارد

خطوط بدون خط بدون خط بدون خط کشی

تابلوی بدون رنگ تابلوی بدون ترسیم

ترسیم نشده تکثیر نشده تقسیم نشده

تبدیل نشده تبدیل ندیده تبدیل ندارد تبدیل ها

شاید آدمک  مداد شده کاغذ آدم شده شعر آهنگ شده

شاید شاید ها هم  کاش ها کاشکی ها شده

و تمام فصل ها یک فصل پائیز شده شاید برگ ریزان قصه شده

زندگی آهنی تولد آهنی

قدم هایت را آهسته بردار انسان

به صدای گریه نوزاد  به صدای گریه دنیا

به صدای اشک و به صدای تولد به درون آمدن بر دنیا

آهسته قدم بردار در سایه سار نور

شهر آهنی ایستگاه آهنی

زندگی آهنی تولد آهنی

آرام بیا و آرام برو 

کسی تمام خاطرات جهان را برایت نگفته

جهان گریه های تولد زده

جهان خنده های گریه نوزاد و خنده های خوش آمد زده

سکوت سمفونی خنده و گریه جهان اول گریه و بعد گریه

جهان تولد از برون آدمی انسانی درون زمین چرخش دگری

و جهان وسعت جغرافیای آدمی و جغرافیا مرز بین انسان درون قصه ی زمین یکی بود و یکی نبود

صبح آرزوها

Clouds That Look Like Other Things - Cloud Watching

صبح آرزوهای برفی

آدم برفی های تک حرفی

خورشید تک شعله

شعله های صد حرفی

نکته های حکایت زده

مثال های باران زده

درختان سرمازده

خطوط آهنی رشته های کلمات کوپه ریل زده

حسام الدین شفیعیان

ماه و ستاره

ماه و ستاره درون دریا سایه ای هستند

دریا با تمام وسعتش آسمان نیست

آسمان دریا نیست

شب مگر روز هست

رنگین کمان که قبل باران نیست

رنگین کمانی شو قبل باران بهاری

بعد باران رنگین کمان هم بعد هست نه قبل...

حسام الدین شفیعیان

پنچره ای سمت نور

شوق پریدن خط خطی ها

کاغذ مچاله نشده در مغز  جوشش زده

شعر را تمامی کلمات بر هم زده

تن شعر ماهی های بدون واژه

ماهی را بردار تنگ را باران زده

شهر را تنگ ماهی نیست پنچره را نوری روشن مهتاب زده

حسام الدین شفیعیان