21 .جان من را از شمشیر خلاص کن، و یگانة من را از دست سگان
21 .همة استخوانهای ایشان را نگاه میدارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد
16 .لیکن خد.ا جان من را از گور نجات خواهد داد، زیرا که (دست) من را خواهد گرفت سلاه
8 .چون دزد را دیدی راضی شدی که با او (باشی)، و نصیب تو با زناکاران است
7 .دامی برای گامهایم مهیا ساختند، و جانم خم گردید، چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانشان افتادند سلاه